سعی و نهایت تلاش خود را انجام دادن

به نظر شما از چه عباراتی میتوان در هنگام ترجمه متون استفاده کرد که مربوط به تلاش و سعی کردن در یک مورد میباشد؟ عبارتی که از لحاظ ساخنارهای گرامری کاملا صحیح بوده و مفهوم مورد نظر را به مخاطب منتقل سازد. آیا سعی کردن و منتهای تلاش را به خرج دادن از لحاظ میزان انرژی مورد نیاز و اهتمام و همت داشتن با یکدیگر یکسان میباشند یا اینکه بسته به متن و محتوای مورد نظر میتوان تفاوتهای ادبی و معناشناسی بین آنها قائل شد؟ در هنگام مطالعه کتابها ممکن است با عباراتی مواجه شویم همچون فلان نفر علیرغم تلاش زیاد هنوز نتوانسته است تا به مدارج بالای علمی و اجتماعی دست یابد یا اینکه یک نفر با تلاش اندک توانسته است به آرزوهای خود دست یاید و این نکات را در بحث امروز به بحث مینشینیم.

The expressions we are going to examine today are certainly related to each other but their context and structure as well as impression seem just about different عبارتهائی که امروز قصد بررسی آنها را داریم قدری شبیه به یکدیگر میباشند ولی از لحاظ محتوا و معنا و ساختار به نظر مقداری با یکدیگر متفاوت هستند Trying to do something and doing one’s best to do a thing should both be familiar to you تلاش و منتهای سعی خود را معطوف داشتن جهت انجام کاری قطعا برای شما آشنا میباشند When asking most teachers, they would probably tell you that the expressions almost always are interchangeable with close meanings هنگامیکه از بیشتر معلمین پرسیده شود, آنها احتمالا به شما خواهند گفت که این عبارات میتوانند به معنای نزدیک به جای یکدیگر استفاده شوند.

The verb Try is usually defined as making an effort, or attempting to accomplish, carry out, and complete something or a task but the lexical takeaway is that such an effort may not necessarily yield any success فعل سعی کردن Try عموما به مفهوم سعی و تلاش و اقدام کردن جهت انجام یک کار و وظیفه و مسئولیت میباشد, اما برداشت معنائی این است که چنین تلاشی ممکن است الزاما به موفقیت ختم نشود I tried so hard last week to climb up the hill but it was very tiring and difficult, so I just gave up and returned home هفته قبل من به سختی تلاش کردم که از تپه بالا بروم و صعود کنم ولی خیلی خسته کننده و دشوار بود, بنابراین آنرا متوقف و رها کرده و به منزل بازگشتم So the speaker/writer here has tried to accomplish the task of climbing up but he/she did not finish the job بنابراین در اینجا گوینده/نویسنده سعی در انجام یک کار که همانا صعود میباشد داشته است ولی نتوانسته تا کار را به انجام برساند.

In order to fully comprehend the meaning of the expression Do one’s best, we first need to separate the words one by one به منظور داشتن درک کامل معنای عبارت منتهای تلاش خود را انجام دادن, ابتدا نیاز به جداسازی تک تک کلمات آن داریم The verb Do means to carry out an action or a task or activity and here it suggests and implies that an action is happening and underway فعل انجام دادن Do به مفهوم انجام کار و مسئولیت میباشد و در اینجا مفهوم استمرار و در جریان بودن دارد One’s best means to put one’s maximum effort, attempt, or attention into the current task being talked about منتهای تلاش فردی One’s best به مفهوم صرف و قراردادن تمام تلاش و کوشش و توجه فردی نسبت به کار مورد نظر و صحبت میباشد Here is an example clarifying its application در ذیل به مثالی درباره نحوه صحیح کاربرد آن اشاره میگردد.

I did my best and obtained my driver’s license من تمام سعی و تلاش خود را معطوف داشتم و گواهینامه رانندگی خود را دریافت کردم So the writer/speaker here, has made an extra effort in order to get the job done بنابراین در اینجا نویسنده/گوینده تلاش مضاعف به خرج داده است تا به انجام کاری نائل آید In other words, to ensure success, he/she has managed to figure out that the way to obtain drivers’s license, they needed to do their best and not simply trying به عبارت دیگر, به منظور اطمینان داشتن از کسب موفقیت, وی نه تنها تلاش کرده بلکه منتهای سعی و کوشش خود را جهت کسب گواهینامه رانندگی معطوف داشته است So the degree of striving and effort put into a task clarifies whether we should go with the verb Try or the phrase Do one’s best in sentences بنابراین میزان تلاش و کوشش صرف شده در یک کار مشخص کننده این است که درجملات از فعل سعی کردن Try و یا منتهای سعی خود را به خرج دادن Do one’s best استفاده کنیم.

مطلب پیشنهادی

راه و روش و طریق به همراه کاربرد این کلمات

کلماتی هستند که حالت اتصالی بین عبارات و پاراگرافها و جمله واره ها را در …