زندگی نامه افراد و صحبت راجع به آنها

در این درس ما به جملات و درواقع زندگینامه افراد نگاه مختصری می اندازیم تا با عبارات مرتبط با آنها آشنا شویم. همانطور که به خاطر می آورید در هنگام نشان دادن عکس فردی به دیگران و برای شروع صحبت و دادن اطلاعات راجع به آنها از This is میتوانیم استفاده کنیم. This is John Green. He is an actor این جان گرین است و شغلش بازیگر سینما است. This is Mary White. She is a television actress با ماری مایت آشنا شوید که در تلویزیون به حرفه بازیگری مشغول است. She is from Spain but her name is English او اصالتا اهل اسپانیا است ولی اسمش انگلیسی میباشد. Her father’s family is from Portugal خانواده پدری وی از پرتقال می آیند. Her husband is an opera singer and works at a famous opera house همسرش خواننده اپرا است و او در یک سالن یا شرکت معروف اپرا مشغول به کار میباشد.

She likes to become a successful businesswoman in the future and begin working at a major international company او خیلی علاقمند است که یک تاجر موفق شود و در یک شرکت برجسته بین المللی شروع به کار کند. اگرخواستید درمورد خانمی که به تازگی صاحب فرزند شده است صحبت کنید میتوانید از این الگو استفاده کنید She became a mother last week درواقع آن خانم هفته قبل مادر شده است. This movie is already a classic and masterpiece این فیلم از دیرباز یک شاهکار و اثر کلاسیک شناخته میشود. Classic is a work of art which is always fresh and it actually never gets old یک کار هنری کلاسیک درواقع همیشه تازگی و طراوت خود را حفظ میکند و هرگز حالت کهنگی و قدیمی شدن را نخواهد داشت.

The movie is actually the winner of three Academy Awards – for music, screenplay and makeup فیلم مورد نظر سه جایزه اسکار را دریافت کرده است, برای موسیقی, فیلمنامه و گریم. Academy Award درواقع نام دیگری برای جایزه اسکار است که در متون به عنوان لغت جایگزین بکار میرود. The acting is very beautiful and truly impressive بازی بازیگران در این فیلم براستی زیبا و تاثیر گذار است. Jim and Harry are looking for new clothes and they are at a new clothes store right now جیم و هری به دنبال خرید البسه نو و تازه هستند و الان در یک فروشگاه جدید میباشند. They need a pair of new clothes for work and also a new pair of casual outfit آنها برای کار و مناسبتهای غیررسمی و معمولی یک دست لباس نیاز دارند.

I actually need a new suit for Saturday’s concert من درواقع برای کنسرت روز شنبه میخواهم یه کت و شلوار جدید بخرم. اگر به اتفاق فردی برای خرید به بیرون رفته اید و ناگهان یک فروشگاه مناسب برای خرید میبینید بگویید Look! There’s a great clothes store right across the street اگر بخواهیم این جمله را ترجمه کنیم میتوانیم بگوییم هی آنجا را نگاه کن! درست در آن سمت خیابان یک فروشگاه پوشاک عالی وجود دارد. He has been trying to learn a new language via using modern educational methods and interactive systems with proven records او در تلاش است تا یک زبان جدید بیاموزد و برای انجام این کار از روشهای مدرن و جدید و همچنین سیستمهای آموزشی تعاملی که نتیجه شان به اثبات رسیده بهره میبرد.

He is a world-famous author with demonstrated success in his written works او یک نویسنده معروف در سطح جهانی است و موفقیت خویش را در آثار مکتوبش نشان داده است. She has been writing great informative books in both paper and digital forms آن خانم نویسنده کتابهای بسیار عالی و آموزنده ای است و آثارش در اشکال کاغذی (چاپی) و دیجیتال ارایه میشوند. Over three thousand readers have decided to purchase and download the new novel because they are interested in improving their literary skills and discovering how to study better بیش از سه هزار نفر از خوانندگان کتابها تصمیم به دانلود آثار نویسنده گرفته اند چون علاقه دارند به بهبود مهارتهای ادبی خود و اینکه بتوانند بهتر به مطالعه بپردازند.

He has managed to become a professional businessman through constant exposure to the financial markets او از طریق در ارتباط بودن و درمعرض بودن با بازارهای مالی توانسته است تا یک تاجر موفق و حرفه ای بشود. I am looking for the second edition of that book این جمله را احتمالا شما بارها و بارها در کتابفروشی ها استفاده کرده اید و به دنبال ویرایش دوم یا چندم یک کتاب گشته اید. نظر شما درباره سالها و نحوه خواندن و تلفظ آنها چیست؟ میتوانیم بگوییم What year are we in ما در چه سالی هستیم؟ We are in the year 2015 ما در سال دو هزار و پانزده هستیم و این عدد را به این دو شکل میتوانیم مطرح کنیم two thousand fifteen or twenty fifteen که مسلما عدد دومی راحت تر است.

ادامه نوشته »

انجام امور منزل و نکات مرتبط

در ادامه بحث جلسه قبل, بیایید به جملات کاربردی دیگری درمورد انجام امور منزل و نکات گرامری مرتبط نگاهی بیندازیم. اگر با فردی مشغول صحبت میباشید و میخواهید از وی درباره فعالیتهای روزانه اش سوال بپرسید, میتوانید بگویید What’s your typical day like یعنی معمولا روزهایت رو چطور سپری میکنی؟ یا اگر خواستید بپرسید که در ایام فراقت چه میکنی, بگویید What do you do in your free time حال اگر بعد از توضیحات فرد مقابل او هم از شما سوال مشابهی پرسید و شما هم مایل باشید که بگویید من هم شبیه شما اوقات فراغتم را سپری مینمایم بگویید Pretty much the same همانطور که در درس قبل ذکر شد, امور منزل یا کارهای خانه Household chores از اهمیت برخوردار هستند بخصوص در هنگام مکالمات روزمره.

شستن ظروف Wash the dishes تمیز کردن منزل Clean the house ریختن لباسها به داخل ماشین لباسشویی و تمیز کردن آنها به این شکل Do the laundry بیرون بردن زباله Take out the garbage و خرید رفتن Go shopping البته در جملاتی که به فردی به حالت امری گفته میشود تا اتاقش را تمیز کند از این جمله استفاده میشود Clean up your room در واقع up در اینجا به معنی خیلی یا کامل تمیز کردن اتاق است. در بسیاری از موارد ما از طرف مقابل میپرسیم که یک کار بخصوص را چند وقت یکبار انجام میدهد. در این مواقع از How often استفاده کنید. How often do you take out the garbage چند وقت یکبار زباله ها را بیرون میبرید؟ I take out the garbage every day من زباله ها را هر روز بیرون از منزل میبرم.

یکبار, دوبار و سه بار در انگلیسی به این شکل نوشته میشوند Once, twice, three times مثلا شما میخواهید بگویید که هفته ای دوبار به خرید میروید I go shopping twice a week اگر در هنگام صحبت کردن خواستید از فرد مقابل درباره انجام دهنده کارهای منزل و امور سوال بپرسید از این عبارت یا جملات مشابه مرتبط استفاده کنید Who does the laundry in your house چه کسی در خانه شما لباسها را میشوید؟ در جواب چنین سوالات معمول و مرسومی از پاسخهای کوتاه بسیار استفاده میشود مانند I do لطفا به این نکته ظریف گرامری توجه کنید که وقتی سوالات با Who درباره فاعل جمله هستند, از do یا does استفاده نمیشود. Who cleans the house in your family? Well, we all do خوب, همه ما در نظافت منزلمان مشارکت میکنیم.

به عبارات و جملات مناسبی در زمینه انجام امور منزل توجه بفرمایید: Do you like household chores? Don’t like housework درواقع این دو سوال مترادف همدیگر هستند ولی به دو گونه مطرح شده اند. How often do you clean your house? Once a week? Twice a week? Never شما چند وقت یکبار منزلتان را تمیز میکنید؟ هفته ای یکبار؟ دوبار در هفته؟ و شایدم هرگز؟ This new machine can mow the lawn for you while you are asleep این ماشین قادر است تا چمنها را برای شما کوتاه کند, آنهم وقتی شما در خواب و مشغول استراحت هستید. Take a nap and and your apartment is completely clean when you get up یه چرتی بزنید و وقتی که از خواب برمیخیزید آپارتمانتان کاملا تمیز خواهید بود.

The new system will vacuum your room while you watch TV, listen to music or exercise این سیستم جدید اتاق شما را درحالیکه مشغول تماشای تلویزیون, گوش دادن به موزیک و یا ورزش هستید تمیز خواهد کرد. It will conveniently move around corners and wash the floor with ease آن دستگاه به راحتی در گوشه ها چرخش میکند و حتی کف را به آسانی شسته و تمیز میکند. Now that’s help with household chores به این میگویند کمک کار منزل. لظفا توجه کنید که با ترکیب کردن چنین جملات و عبارات ساده ای قادر خواهید بود تا برای چند دقیقه و با اعتماد به نفس به ادامه مکالمه بپردازید, مخصوصا وقتی موضوع بحث شما نظافت منزل و محل کار است, فقط تکرار و تمرین را از یاد نبرید.

Meet this new invention which is truly efficient با این اختراع جدید آشنا شوید که به راستی کارآمد است. It does not clean the house but can perfectly walk around and carry things for you آین دستگاه قادر نیست تا امور نظافتی را انجام دهد ولی میتواند تا به اطراف حرکت کرده و برای شما چیزها را جابجا کند. Say turn left or right and it does exactly the same فقط کافی است تا به آن بگویید به چپ و یا به راست بچرخد و آن دستگاه دقیقا همان کار را خواهد کرد. No one wants to do the dishes هیچ کس دوست ندارد که ظرفها را بشوید. Unscramble the words and phrases and produce some meaningful expressions for everyday uses جملات و عبارات را به ظور منطقی مرتب کنید تا در صحبتهای روزمره قابل استفاده شوند.

ادامه نوشته »

فعالیتهای روزانه

بیایید نگاهی به فعالیتهای روزمره در صبحگاه و شامگاه بندازیم تا با جملاتی مفید آشنا شویم Let’s have a look at useful sentences about morning and evening activities و همچنین توصیف کردن اینکه شما در اوقات فراقت خود چه میکنید Describe what you do in your free time و قسمت دیگر مقاله امروز ما به امور منزل اختصاص دارد Discussing household chores دو اصطلاح مهم در هنگام صبحگاه از خواب برخواستن و بلند شدن از رختخواب میباشد و مهم است که هرکدام از این عبارات را بطور صحیح و در جای خود استفاده کنیم Wake up and get up اولی یعنی شما بعد از چند ساعت خواب بیدار میشوید و دومی بدین معنی است که شما از رختخواب بلند میشوید و خیلی از دوستان در هنگام محاوره این دو عبارت را باهم اشتباه میگیرند.

حال میرسیم به قسمت لباس پوشیدن و لباس از تن درآوردن Get dressed and get undressed بهتر است چنین مفاهیم و اصطلاحات متضاد را با هم و در کنار هم یادبگیریم و به خاطر بسپاریم تا فراموشمان نشوند Brush my teeth یعنی مسواک میزنم. نکته مهمی که در مورد مسواک زدن و جود دارد این است که بهتر است از صفات ملکی در هنگام جمله سازی استفاده کنیم تا فاعل و انجام دهنده کار مشخص شود. به عبارت دیگر اگر شما مشغول مسواک زدن میباشید من میگویم You are brushing your teeth و اگر فرد ثالثی درحال مسواک کردن دندانهایش میباشد میگوییم He/She is brushing his/her teeth توجه به چنین نکات ظریفی به شما کمک میکند تا بهتر صحبت کنید و آمار اشتباهاتتان را به حداقل برسانید.

نکته دقیقا مشابهی هم راجع به شانه زدن و برس زدن موها صدق میکند Comb/Brush my hair به این دو جمله دقت کنید They are brushing their hair – They are combing their hair آنها دارند موهایشان را شانه و یا برس میزنند. لطفا دقت کنید که همواره موی سر hair بصورت مفرد استفاده میشود پس آن را با استفاده از s در آخر کلمه جمع نبندید. اصلاح کردن صورت Shave میباشد و صبحانه میل کردن Eat breakfast از سر کار به منزل مراجعت کردن Come home و مساله دیگر درمورد آشپزی کردن است چون معمولا از Make استفاده میشود. I am making dinner من مشغول درست کردن شام هستم. دوش گرفتن و حمام کردن دو اصطلاح مفید در صحبتهای روزانه هستند که به این عبارات به آنها اشاره میشود Take a bath and Take a shower

پس اگر فردی در منزل از شما پرسید که مشغول انجام چه کاری میباشید و شما در حمام بودید: What are you doing? I am taking a bath or I am taking a shower به رختخواب رفتن هم Go to bed میباشد. Where are you going? I’m going to bed کجا داری میری؟ دارم میرم بخوابم. در هنگام صحبت راجع به امور روزانه و برای سوال پرسیدن میتوانیم از When و What time استفاده کنیم. When do you go to work کی به سر کار میروی؟ What time does he get up او چه وقت از خواب برمیخیزد؟ یک جمله بسیار کاربردی برای شروع مکالمات Are you a morning person or an evening person یعنی آیا شما فرد سحر خیزی هستید که برای انجام کارها صبح از خواب بلند میشوید یا اینکه ظهر از خواب برمیخیزید؟

حالا میخواهیم به فعالیتهای اوقات فراقت بپردازیم You are going to describe what you do in your free time به کارهایی که به منظور استراحت کردن و لذت بردن از اوقات فراقت و بیکاری انجام میشود میگویند Leisure activities و از عبارات و اصطلاحات زیر در چنین مواردی استفاده میشود Exercise که به معنی ورزش کردن است Take a nap که در بعد از ظهر ها خیلی میچسبه یعنی چرت زدن و استراحت کوتاهی داشتن Listen to music گوش دادن به موسیقی Read یا Study که هردو برای مطالعه کردن کاربرد دارند. Play soccer/football هرکدام را که خواستید برای متنها و سخنان درباره فوتبال بازی کردن استفاده کنید. Check e-mail or email برای چک و کنترل کردن پست الکترونیکی میتوانید از email یا e-mail استفاده کنید.

Go out for dinner شام بیرون رفتن. لظفا توجه کنید که در مواقع غذاخوردن در رستوران چه صبحانه چه ناهار و چه شام از out حتما استفاده کنید که مشخص شود غذاخوردن در رستوران و نه در خانه صرف شده است. Last night we went out for dinner دیشب ما شام رفتیم بیرون Go to the movies جمله جالبی است که برای سینما رفتن استفاده میشود. Go shopping خرید رفتن. به ing دقت کنید. we went shopping two days ago ما پریروز برای خرید رفتیم بیرون. Visit friends به دوستان سر زدن. از قیدهای تناوبی Frequency adverbs در صحبتهای روزانه زیاد استفاده میشود I always eat pizza on Fridays من همیشه جمعه ها پیتزا میخورم I usually listen to music in the evening من معمولا شب ها به موسیقی گوش میدهم.

ادامه نوشته »

پوشاک

با انداختن نگاهی گذرا به متون آموزشی, شما درخواهید یافت که پوشاک و البسه بخش مهمی از مکالمات زبانهای خارجی را تشکیل میدهند. همه ما در مراودات و محاورات روزمره به لباسها اشاره میکنیم, این که به تازگی چه پیراهن و یا شلواری خریداری کرده ایم و غیره. Clothes یا همان پوشاک و البسه درس امروز ما را شکل خواهند داد. در بسیاری از موارد ما از لباس قشنگ دیگران تعریف میکنیم یا اینکه از لباس ما تعریف میشود Give and accept Compliments و همچنین خیلی وقتها ما توصیفی از پوشاک را ارایه میدهیم In those cases we actually describe clothes دانستن نکات ظریفی به شما کمک میکند تا مکالمات بهتر و صحیح تری داشته باشید مانند Shirt که پیراهن مردانه است و Blouse که به پیراهن زنانه گفته میشود.

Jacket به معنی کاپشن و در بعضی موارد کت تک هم نامیده میشود و Suit کت و شلوار رسمی برای مناسبتهای اجتماعی. بعضی جملات ممکن است کمی گیج کننده بنظر برسند مانند I like that sweater در اینجا ترجمه صحیح این است که لباس زمستانی شما چقدر زیباست. و ما در جواب میتوانیم بگوییم Thank you یعنی از طرف مقابل بخاطر تعریف و تمجیدش تشکر کنیم. جملات و عبارات منفی یا همان Negative statements در زمینه پوشاک هم کاربرد دارند از قبیل I don’t want extra large و He doesn’t need blue trousers به چند سوال که در لباسفروشی ها کاربرد دارند توجه بفرمایید Do you need that suit in green و Does he like those shirts in large و Do your friends have sweaters for school

Do you need those shoes? Well, I don’t but my wife does درباره رنگها و سایزها همیشه از in استفاده کنید مانند: Do you have this suit in green آیا این کت و شلوار را به رنگ سبز دارید؟ Yes, we do بله داریم. And do you have that shirt in large و آیا آن پیراهن را در اندازه بزرگ دارید؟ No, I’m sorry we don’t. Oh, that’s too bad نه متاسفانه نداریم. چه بد یا چه حیف شد. سعی کنید جملات مشابهی با عبارات گفته شده در بالا بسازید که بتوانید براحتی و بطور روان درباره پوشاک صحبت کنید و سوال بپرسید. حال فکر کنید به اتفاق کسی به فروشگاه پوشاک رفته و میخواهید نظر وی را جویا شوید What do you think of these shoes نظرت راجع به این کفشها چیه؟ I think they are nice. What about you

به نظر من قشنگ هستند. نظر خودت چیه؟ Well, they are nice but they’re a little tight or loose به نظر من هم بد نیستند ولی کمی تنگ و یا بزرگ هستند که هر کدام از این جملات زا با توجه به موقعیت مناسب میتوان بکار برد. The simple present tense with WH questions در زمان حال ساده میخواهیم سوالاتی را با کلمات WH بپرسیم. What do you need این سوالی است که در فروشگاههای پوشاک از مشتریان پرسیده میشود. در جواب وقتی میخواهیم راجع به دلیل انتخاب البسه توضیح دهیم از Because میتوانیم استفاده کنیم. I like those shoes because they are blue من از آن کفشها خوشم می آید چون به رنگ آبی هستند. Why do you like this sweater چرا شما از این لباس ضخیم فصل سرما خوشتان می آید؟

شروع و انجام مکالمه درباره پوشاک همانطور که میبینید سخت نیست فقط به تمرین و تکرار احتیاج دارد. اگر درباره انتخاب لباسها میخواهید بحث کنید از Which استفاده کنید Which shirts do you want یعنی یکی را انتخاب کنید. اگر در یک فروشگاه لباس فروشی هستید و هنوز انتخاب نکرده اید و میخواهید از بقیه قسمتها هم دیدن کنید بگویید Let’s keep looking حالا به بحث جذاب تخفیف نگاهی می اندازیم Today only! Half price sale اصولا در زبان انگلیسی از واژه Sale برای تخفیف استفاده میشود. خوب جمله ما به این معنی است که فقط امروز حراجی نصف قیمت داریم. Men’s and Women’s Clothes یعنی پوشاک مردانه و زنانه. I am looking for the sale items today بدین معنی که من بدنبال اجناس تخفیفی امروز هستم

وقتی به برگه های تبلیغاتی فروشگاه های پوشاک فروشی نگاه می اندازید به چنین جملات و عباراتی برمی خورید The sale is every day this week یعنی در طول این هفته هر روز تخفیف داریم. لطفا توجه کنید که every day را باید بصورت دو کلمه جدا از هم نوشت چون everyday بصورت یک کلمه صفت بوده و به معنی روزمره میباشد مثل The everyday life in big cities زندگی روزمره در شهرهای بزرگ. The store has three locations in town این فروشگاه مورد نظر دارای سه شعبه در شهر میباشد. All locations have children’s clothes as well شما در تمامی شعب فروشگاه میتوانید پوشاک کودکان را نیز تهیه کنید. Many more styles available مدلهای بسیار متنوع تری هم برای خرید در دسترس هستند.

ادامه نوشته »

مناسبتها و اوقات و زمانها

با دانستن نکاتی چند درباره زمانها و اینکه ساعتها و دقایق شبانه روز را چطور بیان کنیم, ما خواهیم توانست براحتی درباره زمان تشکیل مناسبتها صحبت کنیم. خوشبختانه همه ما با مبحث ساعتها و روزها آشنایی داریم چون از دوران مدرسه و کنکور با آنها آشنا هستیم. رخدادها یا مناسبتهای اجتماعی و زمانها Events and times همواره بخش مهم و ثابت مکالمات را تشکیل میدهند. ما میخواهیم که درباره زمان یک اتفاق یا مناسبت صحبت کنیم We are actually going to talk about the time of an event سه عبارت درباره زمانها بکار برده میشوند: سر وقت رسیدن To be on time زودتر از زمان مورد نظر رسیدن Being Early و دیرکردن Being late سوال پرسیدن راجع به تاریخ تولد هم میتواند مفید باشد Ask about birthdays

ساعت سه است It’s three o’clock همانطور که ملاحظه میکنید از ضمیر It در هنگام اعلام ساعت استفاده میشود. ساعت سه و پانزده دقیقه است It’s three fifteen or It’s a quarter after three هر دوی این جملات صحیح است و شما طبق میل و نظرتان میتوانید از آنها استفاده کنید. ساعت سه و نیم است It’s three thirty or It’s half past three برای اینکه بگوییم ساعت یک ربع به چهار است از این عبارتها استفاده کنیدIt’s three forty-five or It’s a quarter to four برای مشخص کردن ساعات قبل از ظهر از A.M و بعد از ظهر از P.M استفاده کنید. مثلا It’s three P.M یعنی ساعت سه بعد از ظهر است. در هنگام سوال پرسیدن راجع به زمان مناسبتها معمولا از این فرمول استفاده میشود What time is the meeting

که در جواب ساعت تشکیل جلسه اعلام میشود ولی اگر سوال کلی تر و درباره روز تشکیل مناسبات و رخدادهای اجتماعی بود در آن صورت از When استفاده میکنیم. When is the meeting یعنی در چه روز و ساعتی جلسه تشکیل میشود. دقت به همین مسایل و نکات ریز باعث میشود مکالمات بهتری با دیگر گویشوران داشته باشیم. What time is it? It’s a quarter after four ساعت چند است؟ چهار و ربع What time is the play? It’s at seven twenty-five زمان نمایش فیلم چه ساعتی است؟ ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه What day is the concert? It’s on Friday کنسرت چه روزی است؟ جمعه Contractions یا همان اختصارات هم همانطور که بخاطر دارید میتوانند در اینجا استفاده شوند What time’s the game

بیایید تا بر روی تقویم تاریخ و زمان مناسبتها را بنویسیم Let’s write the dates and times on the calendar نظر و عقیده خوبی است That’s a great idea یکی از سوالاتی که همواره پرسیده میشود این است که در تعطیلات آخر هفته چه مناسبتها و برنامه های تفریحی وجود دارد What events are there this weekend همانطور که ملاحظه میکنید درموقع اعلام وجود و زمان رویدادها از There is و There are استفاده میشود There is a great talk on Friday evening یعنی یک سخنرانی عالی در جمعه شب وجود دارد. ما میتوانیم در جواب سوالاتی که از ما پرسیده میشود از Let’s see استفاده کنیم که شبیه همان بگذار ببینم است. This weekend, there is a game on Saturday at 8 P.M همین آخر هفته روز شنبه ساعت 8 شب یک مسابقه ورزشی انجام میشود

That sounds good. When is it به نظر خوب میاد. زمانش کی هست؟ Is there a movie this weak آیا این هفته فیلمی هم نمایش داده خواهد شد؟ میتوان در آخر مکالماتی که درباره اتفاقات و رویدادهای فرهنگی در طول هفته هستند گفت Sounds like a good week حال به چند جمله مرتبط دیگر توجه کنید Look. There’s a dinner on Friday. Great. What time? At 9 P.M. At the Green Theater. Let’s meet at a quarter to nine هی نگاه کن روز جمعه ضیافت شامی تدارک دیده شده در ساعت 9 شب در سالن گرین. بیا همدیگر رو یک ربع مانده به نه ببینیم. درواقع میشه گفت قرارمون یک ربع به نه. لطفا یادتون نره که درمورد ساعتها از at استفاده کنید برای روزهای هفته از on و درمورد ماه ها هم از in در جملات استفاده کنید.

از اعداد ترتیبی Ordinal numbers بسیار استفاده میشود بخصوص درهنگام صحبت راجع به زمانها مثال When is your birthday? It’s on the 15th of February تاریخ تولد شما کی است؟ روز پانزدهم ماه فوریه. همین جمله را میتوان به شکل دیگری هم بیان کرد It’s in February. On the 15th به چند عدد ترتیبی دیگر هم توجه بفرمایید first 1st – second 2nd – third 3rd – fourth 4th – fifth 5th دیرم شده؟ نه. شما سر وقت رسیده اید Am I late? No, you’re not. You’re on time. What month is the play? It’s in March در چه ماهی نمایشنامه اجرا خواهد شد؟ در ماه مارس. What date is the talk? It’s on Saturday, April 11th در چه تاریخی سخنرانی اجرامیشود؟ روز شنبه 11 آوریل. میتوان در هنگام دعوت از کسی گفت دیر نکنید Don’t be late

ادامه نوشته »

توصیف اعضای خانواده

با دانستن اینکه چطور اعضای خانواده را نام برده و روابط فامیلی را توضیح دهیم, شما میتوانید براحتی درباره خانواده خود توضیح داده, بستگان خود را به دوستان معرفی کرده و همچنین از آنها نیز درباره خانواده شان بپرسید. Father و Mother که در واقع پدر و مادر هستند در زبان Informal یا غیر رسمی و خودمانی به Dad و Mom یا همان مامان و بابا تغییر میکنند. دانستن این مطلب که در کجاها از زبان رسمی Formal language استفاده کنیم و در چه مواقعی به زبان غیر رسمی یا همان Informal language روی بیاوریم در تمام زبانها من جمله انگلیسی مهم است. Grandfather and Grandmother پدربزرگ و مادربزرگ هستند و Grandson and Granddaughter هم نوه پسری و دختری میباشند و Brother and Sister برادر و خواهر هستند.

حال تصور کنید شما با دوستتان یا یکی از بستگان درحال دیدن چند عکس خانوادگی هستید و آن فرد از شما درباره اشخاص در عکسها سوالاتی میپرسد مانند: Who’s that? That’s my father. And who are they? They’re my sisters, Nasrin and Sima آن فرد کیست؟ او پدرم است و آنها که هستند؟ آنها خواهران من به نامهای نسرین و سیما هستند. لطفا توجه کنید که عبارت Who’s that یا Who’s this در هنگام سوال پرسیدن از افراد بسیار کاربرد دارد و معمولا از جملاتی مثل Who’s that person کمتر استفاده میشود. برای توصیف افراد زیبا و خوش قیافه, چه خانم و آقا میتوان از کلمه Good-looking استفاده کرد و درمورد کودکان بانمک و دوست داشتنی هم Cute بسیار کاربرد دارد, مثال That kid over there is so cute

آن کودک که در آنجاست چقدر دوست داشتنی است. درواقع ما با استفاده از فعل بودن To be و یک صفت Adjective میتوانیم مشخصات ظاهری مردم را توصیف کنیم. In fact, we can describe people with a form of be and an adjective لطفا به این مثالها توجه بفرمایید They’re good-looking و جمله بعد Your children are cute برای قدرت بخشیدن به صفات میتوانیم از So و Very استفاده کنیم. Your children are so cute همانطور که ملاحظه میکنید, برای توصیف بچه های خیلی بانمک از قید So در اینجا استفاده شده است. نمونه بعدی Her brother is very young حال بیایید به چند جمله مفید برای پرسیدن از افراد درباره اعضای خانواده شان نگاهی بیندازیم Tell me about your father. Well, he’s a pilot. And how about your Mother? She’s a nurse

درهنگام ذکر کردن تعداد اعضای خانواده میتوانید از Have استفاده کنید. مثلا He has one brother and one sister و برای پرسیدن درمورد سن و سال هم How old کاربرد دارد. How old are they? How old is your sister چند جمله درباره توصیف مردم و اینکه آنها به چه کارهایی مشغول هستند. I think she is very cute in movies من فکر میکنم که او در فیلمها خیلی بامزه است She is a movie star او ستاره سینماست.He lives with his parents in New York He is a computer programmer او با پدر و مادرش در نیویورک زندگی میکند و شغلش برنامه نویس کامپیوتر است.Her parents think she will be famous one day پدر و مادر او فکر میکنند که او یک روز به شهرت خواهد رسید. He wants to become a pilot in the future

او میخواهد که در آینده خلبان شود. همانطور که ملاحظه میکنید و با ما در این درس همراه بوده اید Describe relatives توصیف کردن بستگان در زمان انجام مکالمات روزمره مهم و کاربردی است. My friend has applied for the job at the company and tomorrow he will be interviewed دوست من برای کار در شرکت درخواست داده است و فردا از وی مصاحبه خواهد شد. شما میتوانید از الگوی زیر برای معرفی اعضای خانوادتان استفاده کنید Hi, I’m Ali. There are four people in my family. I have a sister. Her name is Leila. Leila and I are university students. We would like to become doctors سلام, من علی هستم.در خانواده من چهار نفر وجود دارند. من یک خواهر به نام لیلا دارم. هردوی ما دانشجو هستیم و میخواهیم پزشک شویم.

Hello, I am Ahmad and my wife’s name is Maryam. I’m a chef and she’s a flight attendant, we are newlyweds سلام, من احمد هستم و نام همسرم مریم میباشد. من سر آشپز هستم و او میهماندار هواپیما است. ما به تازگی با هم ازدواج کرده ایم. Hello friends. My wife and I are grandparents سلام دوستان, من و همسرم پدربزرگ و مادربزرگ هستیم. در هنگام گفتن سن اشخاص, شما هم میتوانید کوتاه جواب بدهید یا بطور کامل. How old is your brother? Twenty-six or He’s twenty-six همانطور که ملاحظه میکنید, هر دو الگو کاربرد دارند. They are close friends from Mexico and both of them are singers. Many people think they are handsome آنها دوستان صمیمی اهل کشور مکزیک هستند و هردوی آنها خواننده میباشند. بسیاری از مردم بر این باورند که آنها خوش قیافه میباشند.

ادامه نوشته »

بحث آشنای آدرسها و مسیرها

در کلاسهای مکالمه و دوره های آموزشی, به موارد بسیار زیادی از سوالات و پاسخها درباره آدرس پرسیدن و ارایه جواب به سوال کنندگان و جهانگردانی برمیخوریم که تمایل دارند به یک مقصد برسند. تصور کنید تعدادی جهانگرد و توریست از کشورهای اروپایی از ایران بازدید میکنند و میخواهند به شهری بروند و از شما به انگلیسی سوال میپرسند. طبیعتا با دادن جواب صحیح و استفاده از جملات کامل و مفید, آنها بهتر و سریعتر به مقصدشان خواهند رسید By providing correct, full answers to their questions, they will get to their destinations in a better and faster way این جمله درواقع ترجمه عبارت ذکر شده میباشد. حال بیایید نگاهی بیندازیم به ساختارهای استانداردی که در هنگام توصیف مکانها در خیابانها مورد استفاده قرار میگیرند.

من میخواهم درباره مکان محل ها یا آدرسهای آنها سوال بپرسم I would like to ask about the locations and addresses of places صحبت و سوال کردن درباره نحوه رسیدن به آدرسها و همچنین سیستمهای حمل و نقل شهری Discussing and debating how to get to places and transportation اگر آدرسی مثل یک کتابفروشی در آنسوی خیابان باشد میگوییم There is a bookstore across the street برای نشان دادن مسیر و امتداد یک خیابان میتوانیم از Down the street استفاده کنیم. مثال: There is a library down the street یعنی در امتداد این مسیر شما یک کتابخانه خواهید یافت. لطفا توجه کنید که در این موارد Down الزاما به معنی سرپایینی نمیباشد و صرفا برای نشان دادن سمت و سوی آدرس و حرکت در امتداد خیابان استفاده میشود.

البته درمواقعی که سراشیبی و سرپایینی وجود دارد براحتی عبارات Down the street و یا Up the street کاربرد داشته و کاملا صحیح هستند. جمله دیگر درمورد مکان و یا ساختمانی است که در امتداد و به موازات مکان دیگری وجود دارد مثال There is a park along the river یعنی در کنار و امتداد و به موازات رودخانه یک پارک وجود دارد. جمله آشنای سر نبش را میتوان بدین شکل ساخت There is a newsstand around the corner یعنی یک روزنامه فروشی سر نبش وجود دارد. سمت چپ و راست On the right and On the left جنب جایی مثل There is a museum next to the bank در کنار یا جنب بانک یک موزه قرار دارد. برای آدرسی که مابین دو ساختمان قرار دارد از Between استفاده میکنیم. There is a school between office and restaurant

برای پرسیدن آدرسهای ساده از Where is استفاده میشود و در هنگام پاسخ دادن برای مراجعه به آدرس مورد نظر از It استفاده میشود. لطفا به این مثال توجه بفرمایید: Excuse me, where’s the restaurant? It’s down the street, on the left همانطور که ملاحظه میکنید در این نمونه جواب برای رسیدن به رستوران باید خیابان را ادامه داد و در سمت چپ به آن خواهیم رسید. بعد از دادن آدرس به فرد پرسشگر معمولا آنها تشکر میکنند به این شکل Thanks یا Thank you و شما در جواب میتوانید بگویید You’re welcome به معنی خواهش میکنم. نکته بعدی که در آدرس پرسیدن و جواب دادن کاربرد دارد بحث فعل امری یا Imperative است به این معنی که ما متناسب با مسافت مورد نظر, بهترین مسیر و و سیله حمل و نقل را پیشنهاد میدهیم.

درواقع We use imperatives to give instructions and directions ما راهنمایی میکنیم که از چه طریقی و با چه وسیله حمل و نقلی میتوان در سریعترین زمان ممکن به آدرس مورد نظر رسید. همانطور که در مثال زیر مشاهده میکنید Imperative درواقع حالت امری یا دستوری ندارد و منظور راهنمایی است:
Can I walk to the hospital? The hospital, definitely. And how about the park? The park, Oh, no. Don’t walk. Take a taxi آیا میتوانم پیاده تا بیمارستان بروم که جواب مثبت است ولی چون تا پارک مسافت زیادی است, فرد پاسخ دهنده پیشنهاد میکند که از تاکسی استفاده شود. مثال دیگر Don’t drive to the museum, walk درواقع موزه بقدری نزدیک است که لازم به رانندگی نیست و میتوان پیاده رفت.

حال فکر کنید دو دوست یا دو همکار دارند از همدیگر درباره نحوه رسیدنشان به اداره و محل کار سوال میپرسند How do you go to work? By bus. What about you? Me? I drive هروقت که خواستید بگویید شما چطور از What about you یا How about you استفاده کنید. شما الان با جملهAround the corner آشنا هستید ولی نکته باقیمانده در اینجا هنگام گفتن فلان آدرس در سرنبش جایی میباشد. مثال: There is a supermarket around the corner from my house یعنی سرنبش منزل ما یک سوپرمارکت قرار دارد. یک مساله بسیار مهم درباره Home است که در سوالات و جوابها To به آن اضافه نمیشود. مثال: How do you go to work and go home? I always take the subway to my work and usually take the bus home

ادامه نوشته »

پرسش درباره اشخاص و مشاغل

در بسیاری از موارد ما شروع مکالماتمان را با پرسشها و سوالات انجام میدهیم مثلا وقتی به اداره ای مراجعه میکنیم و از افراد درباره قسمتهای آن سازمان پرسش میکنیم. Excuse me. Are you John? No, I’m not. I’m Ben. That’s John, right over there ببخشید آیا شما جان هستید. خیر نیستم. من بن هستم. جان آنجاست. همانطور که ملاحظه میکنید, در زبان انگلیسی معمولا وقتی ما به یک جهت اشاره میکنیم از over there استفاده میکنیم و نه there چون زیاد مرسوم نیست. نکته دیگر در مکالمات استفاده از پاسخهای کوتاه است. همانطور که در این مثال ملاحظه میکنید وقتی ما فرد مورد نظر نیستیم و میخواهیم جواب منفی بدهیم ابتدا از پاسخ منفی کوتاه No, I’m not استفاده میکنیم و سپس مکالمه را ادامه میدهیم.

اسامی در زبان انگلیسی به دو بخش تقسیم میشوند: اسامی خاص Proper nouns و اسامی عام Common nouns اسامی خاص به اسامی اشخاص, نام و نام خانوادگی آنها, اسامی شهرها و کشورها و محصولات اطلاق میشود و بهتر است در این موارد اولین حرف این کلمات را به صورت بزرگ capital letter بنویسیم. به چند مثال توجه فرمایید Michael Green یا Tehran و Iran و اسامی عام دیگر اسامی مرسوم و معمولی هستند که لازم نیست به صورت بزرگ نوشته شوند مانند apple یا car یا student که به حالت معمولی lowercase letter نوشته میشوند. پس در هنگام نگارش متون به این نکات توجه کنید. در بسیاری از موارد در انگلیسی افراد برای بهتر متوجه شدن کلمات و نامهای افراد از آنها درخواست میکنند که آن اسامی را هجا کنند یا به اصطلاح Spell those names and words

یک جمله نمونه در این مورد Hello. I’m Ted Nice. Excuse me, how do you spell that که در این موارد ما میتوانیم کلمات و نام و نام خانوادگی را به صورت حرف به حرف تکرار کنیم. وقتی میخواهید از مردم درباره مشاغلشان سوال کنید از این سه الگو میتوان استفاده کرد What do you do? What is your job? What is your occupation و لازم به ذکر است که What do you do معمولا از دیگر مثالها پرکاربردتر است. حال به یه نمونه یک مکالمه ساده درباره سوال پرسیدن درمورد افراد توجه کنید: Is that John over there? Yes, he is. And is he a doctor? No, he isn’t. He’s a pilot آیا آن فرد که در آنجاست جان است؟ بله. آیا او یک پزشک است؟ خیر. او یک خلبان است. باز هم تاکید میکنیم که در زبان انگلیسی از پاسخهای کوتاه زیاد استفاده میشود.

در واقع short answers جایگزین بسیار خوبی برای انجام مکالمات کوتاه و روزمره هستند و به ما کمک میکنند مدام یک سری کلمات و جملات را تکرار نکنیم. possessive nouns اسامی ملکی و possessive adjectives یا همان صفات ملکی در انجام و شروع مکالمات نقش مهمی ایفا میکنند. John is Dr. Green’s student جان دانشجوی دکتر گرین میباشد. در اینجا از اسم ملکی استفاده شده است چون با اضافه کردن یک apostrophe به اسم doctor Green ما ملکیت را نشان داده ایم. یک مثال دیگر He is Allen’s colleague او همکار آلن میباشد. از سوی دیگر میتوانیم شبیه همین جملات را با استفاده از صفات ملکی بسازیم: John is his student و He is his colleague بسته به موقعیت مکالمات از اسامی و صفات ملکی استفاده کنید.

بحث معرفی کردن افراد به یکدیگر همواره مهم و کاربردی است. Josh, this is Mike. Mike’s my neighbor. Hi Mike, nice to meet you. Nice to meet you too و مطلب دیگر سوال پرسیدن درباره ملیتها و این که مردم اهل کجا هستند. Excuse me, where are you from? I’m from Iran باز هم میتوانیم در اینجا از پرسش و پاسخ کوتاه استفاده کنیم Are you from New York? No, I’m not. I’m from Tokyo نکته دیگری که حایز اهمیت است درمورد القاب افراد یا همان titles میباشد که به هنگام خطاب کردن مردم و پرکردن فرم ها استفاده میشود. Mr برای آقایان استفاده میشود Mr. Green یا Mr. David Green , Miss برای دوشیزه ها و Mrs برای خانمهای متاهل و Ms هم میتواند برای خانمهای مجرد و متاهل استفاده شود.

ادامه نوشته »

جملات ساده در مکالمه

قصد داریم با شروع دوره ای در مکالمه زبان انگلیسی و انداختن نگاهی به ساختارهای جملات و نکات گرامری, از پایه تا سطوح بالاتر برسیم. یکی از موارد ابتدایی و در عین حال مهم در مورد شروع مکالمات است که بعضی وقتها گیج کننده به نظر میرسد. یکی از کارهای خوب شروع صحبت با معرفی خودتان است. لطفا به این جملات نگاهی بیندازید Hi, I’m Ben در واقع وقتی شما سلام میکنید و سپس نام خود را ذکر میکنید از طرف مقابل نیز انتظار دارید که جواب داده و خود را معرفی کند. در این نوع موارد طرف مقابل میتواند بگوید Hi, Ben. I’m Jack و بعد از عرض سلام اولیه معمولا افراد احوالپرسی میکنند مانند این جملات Nice to meet you, Jack. Nice to meet you, too خیلی خوب است که در مکالمه برای جواب دادن از too استفاده کنیم.

یعنی در واقع هم مودبانه است و هم این که نشان میدهد ما جواب داده و از لغت همچنین استفاده میکنیم تا خوشحالیمان را از دیدن طرف مقابل نشان دهیم. در واقع این جملات به قسمت Introduce and Greet People مربوط هستند چون ما خود را معرفی نموده و سپس احوالپرسی میکنیم. دو مطلب در زبان انگلیسی مهم هستند و آنها در مورد تلفظ صحیح کلمات و جملات میباشند Rhythm and Intonation چون صحیح تلفظ کردن کلمات به طور انفرادی و جملات به عنوان گروه های کلمات بسیار در زیبا و روان صحبت کردن مهم هستند. حال به قسمت خوش آمد گویی به مردم و احوالپرسی با آنان میپردازیم How are you? Fine, thanks. And you? I’m fine دو نفر پس از سلام احوالپرسی میکنند, در واقع این جملات بین فرهنگها مشترک هستند.

حال به چهار جمله جالب نگاه کنید که در واقع به عنوان سلام در ساعات شبانه روز استفاده میشوند Good Morning – Good Afternoon – Good Evening اولی در هنگام صبح, دومی در بعد از ظهر و سومی در شب هنگام استفاده میشوند. بسیاری از دوستان میپرسند فرق بین Good Night و Good Evening چیست؟ در پاسخ به این عزیزان باید گفت Good Evening همانطور که عرض شد به عنوان سلام و خوش آمد گویی در شب هنگام استفاده میشود و در هنگام خداحافظی از Good Night استفاده میشود. در واقع Good Night خیلی شبیه Good-Bye هست. میتوانیم به فردی که دارد خداحافظی میکند بگوییم See you later یعنی بعدا میبینمت درست شبیه همین جمله که در زبان فارسی نیز همه ما بارها از آن استفاده کرده ایم.

چهار کلمه و عبارتی که معمولا خیلی زیاد در هنگام خداحافظی استفاده میشوند عبارتند از Good Bye – Bye – See you later – Take care چهارمی شبیه همان جمله معروف مراقب خودت باش است. یکی از نکات مهم در جمله سازی دقت به ساختار مثبت و منفی آنهاست. Positive and negative statements به عنوان مثال I am a pilot. You are not a musician من یک خلبان هستم – شما یک نوازنده موسیقی نیستید. Statement در واقع شبیه Sentence یا همان جمله است. نکته دیگر خلاصه نویسی است که در انگلیسی بسیار کاربرد دارد. Contractions یا اختصارات مانند I’m a doctor یا He’s a dentist که در هنگام جمله سازی سریع خیلی مفید هستند و جملات را از حالت خیلی رسمی به خودمانی و غیر رسمی تبدیل میکنند.

چه جملاتی یا سوالاتی میتوانیم استفاده کنیم تا از فردی درباره شغلش بپرسیم؟ What do you do این یکی از استانداردترین و پرکاربردترین جملات در این زمینه میباشد و فرد پس از پاسخ دادن با عبارت and you از طرف مقابل هم همین سوال را میپرسد. به این مثال توجه کنید What do you do? I’m a banker. And you? I’m an architect نکته جالب درمورد کلمه Student این است که هم به دانش آموز و هم به دانشجو اطلاق میشود. کلمه Banker هم در انگلیسی دو معنی دارد. یکی فردی که مالک و صاحب یک بانک است و دیگری فردی که در یک بانک شغی مهمی دارد مثل مدیر شعبه. در هواپیما به میهماندار Flight attendant گفته میشود و Artist درست است که ظاهرا به هنرمند ترجمه شده ولی معمولا به نقاش اشاره دارد.

ادامه نوشته »

تصورات و واقعیتها در تقویت مکالمه

هنگامی که پای به عرصه زبان انگلیسی می گذارید و شروع به تحقیق درباره روشهای گوناگون تدریس و تقویت مکالمه انجام می دهید, با علامت سوالهایی مواجه می شوید که طبیعتا احتیاج به پاسخهایی قابل قبول دارند. در برخی موارد نداشتن درک صحیحی از روشهای آموزش زبان انگلیسی باعث خواهد شد به عقب باز گردیم و پیشرفت آنچنانی را شاهد نباشیم. یکی از این تصورات اشتباه حفظ کردن لغات است که هنوز هم بسیاری از عزیزانی که در آموزشگاهها ثبت نام می کنند و یا از تجربیات مدرسین خصوصی استفاده می کنند بر این عقیده هستند که صرفا با حفظ کردن هزاران لغت میتوان در زبان انگلیسی به توفیقات زیادی دست یافت و مکالمه شان را تا حد بسیار قابل قبولی ارتقا بخشید.

متاسفانه همانطور که میتوانید حدس بزنید این دوستان فقط صدها و بلکه هزاران ساعت از وقت خود را به حفظ کردن و بخاطر سپردن کلمات vocabulary میگذرانند بدون آنکه بتوانند جملات مرتبط و خوبی را بنویسند یا به زبان بیاورند. درواقع با حفظ کردن واژگان انگلیسی اتفاق مهمی رخ نخواهد داد, شما صرفا قسمتی از ذهن خود را به این لغات اختصاص خواهید داد بدون آنکه بین لغات ارتباط منطقی ایجاد نمایید. اشتباه دیگر در مورد گرامر زبان است. هنوز هستند افرادی که تصور میکنند با حفظ کردن نکات گرامری میشود براحتی مکالمه کرد و نوشت. درست است که دانستن چند قانون گرامر زبان انگلیسی لازم و ضروری به نظر میرسد اما حفظ کردن دستور زبان بصورت سنتی و بدون توجه به مسایل دیگر زبان اشتباه است.

از سوی دیگر باید به این نکته توجه وافر داشت که مهارتهای زبانهای بیگانه چهار عدد میباشند, صحبت کردن یا مکالمه, شنیدن صحیح یا درک مطلب شنیداری, درک مطلب خواندن و در آخر نگارش که هر کدام از این مهارتها باید به طرز صحیح و عمقی و ریشه ای بهبود یابند. بعضی از زبان آموزان مثلا فقط به مکالمه اکتفا میکنند و هیچ توجهی به شنیدن فایلهای صوتی نمیکنند. این افراد به هنگام مواجهه با موقعیتهایی که در آنها احتیاج به شنیدن و گوش کردن دقیق اصوات است به مشکل برخورد خواهند کرد. فردی که در زبان انگلیسی و یا هر زبان دیگری میخواهد پیشرفت کند باید در هر چهار قسمت کار و کوشش کرده و با تمرین و صرف وقت روز به روز بر مشکلات غلبه کرده و به درجات و سطوح بالاتری گام بگذارد.

چنانچه به خواندن داستانهای انگلیسی علاقمند هستید, خبر خوب برای شما این است که میتوانید هر چهار مرحله مهارتهای زبانی خود را از طریق خواندن و نوشتن آنها, همچنین دوباره بازسازی شفاهی داستانها که در اصطلاح oral reproduction نامیده میشود و همچنین نوشتن از روی متون به نحو قابل ملاحظه ای تقویت کنید. نکته ای که حایز اهمیت است این مورد میباشد که هیچ گاه به حد و سطح فعلی زبان خود قانع نباشید چون زبان چیزی dynamic و پویا میباشد و مدام در حال تغییر و تحول است. افرادی که تصور میکنند زبانشان در حد پیشرفته یا advanced است و به همان level راضی هستند در واقع اشتباه میکنند و بعد از مدتی سطح زبان آنها پایین و پایین تر می آید چون مهارتهایشان static و ایستا میباشند.

لطفا به این نکته توجه داشته باشید که حتی بهترین مدرسین و آموزشگاههای زبان تا حدی شما را راهنمایی و هدایت میکنند تا به اهدافتان در زمینه زبان انگلیسی نایل شوید ولی کارهای بزرگ و اصلی باید توسط خود شما صورت پذیرند. اموری مثل تکرار و تمرین و صرف وقت و همچنین مطالعه با عشق و علاقه و بدور از بی حوصلگی و یکنواخت بودن. شما حتی با دانستن و به خاطر سپردن چند صد کلمه و ده بیست نکته گرامری خواهید توانست جملات بسیار زیبا و زیادی خلق نمایید. گام بعدی گوش دادن به فایلهای صوتی و تصویری میباشد که مسلما گوش شما را تقویت میکند تا درک مطلب شنیداری بهتری داشته باشید. نگارش متون انگلیسی هم از طریق بازنویسی مقالات مفید و جذاب کاملا امکان پذیر میباشد.

ادامه نوشته »