قابلیتها و درخواستها

توانائیها و درخواستها در مکالمات بسیار استفاده میشوند بخاطر اینکه همه ما در هنگام سخن گفتن ممکن است از دیگران درخواست هائی داشته باشیم و با دانستن نکات مرتبط, قادر خواهیم بود تا بطرز صحیح نظر خود را بیان نمائیم. Today we are going to talk about abilities and requests امروز ما قصد داریم تا درباره توانائیها و درخواستها صحبت کنیم. Sometimes we may need to express a wish and by knowing how to say these types of sentences, we will be able to continue our conversation in a better way بعضی وقتها ممکن است که ما نیاز داشته باشیم تا آرزوی خود را بیان کنیم و با دانستن اینکه چنین جملات و عباراتی چگونه بیان میشوند, قادر خواهیم بود تا مکالماتمان را به نحو بهتری ادامه دهیم.

بعضی وقتها ممکن است افراد از ما درخواستهائی داشته باشند و یا ما را به مناسبتهائی دعوت کنند و امکان دارد که ما بخاطر مشغله و یا مسائل دیگر نتوانیم در چنین مناسبتهائی شرکت کنیم. در چنین مواقعی, با دانستن این که چطور بطور مؤدبانه درخواست آنها را رد کنیم خواهیم توانست نظر خود را بیان کرده و توضیح دهیم که چرا قادر به شرکت در آن مراسم نیستیم It is therefore very important to know how to politely decline an invitation because from time to time and due to various reasons we may need to do so انجام دادن لطف در حق دیگران مهم است چون بعضی وقتها ما نیز نیاز پیدا میکنیم تا دیگران به ما لطف کنند It’s nice to agree to do a favor since we too may need to ask for one

Abilities may be used as part of our conversation with people and it is pretty significant to know the names of some of them توانائیها ممکن است به عنوان بخشی از مکالمات با مردم مورد استفاده قرار گیرند و خیلی مهم است که اسامی برخی از آنها را بدانیم Sing خواندن He is singing a song because he would like to become a professional singer in the future او مشغول خواندن میباشد چون قصد دارد در آینده نزدیک یک خواننده حرفه ای شود. Play soccer فوتبال بازی کردن I still like to play soccer with my friends when I have free time من هنوز هم علاقه دارم با دوستانم فوتبال بازی کنم مواقعی که وقت داشته باشم. Play the guitar or play the violin or play the piano نواختن ویالن یا گیتار یا پیانو

Swim شناکردن Do you think it is very hard to learn how to swim? Can you swim very well? When did you learn to swim آیا فکر میکنید یادگرفتن شنا سخت است؟ آیا شما میتوانید خیلی خوب شنا کنید؟ چه وقت شناکردن را یادگرفتید؟ Ski اسکی کردن Skiing is still my favorite sport and I enjoy it very much when I ski اسکی کردن هنوز ورزش مورد علاقه من است و هروقت که من اسکی میکنم از آن بسیار لذت میبرم. Cook آشپزی کردن One of the best ways to pass time and enjoy what you do is to cook, especially if you can do it well یکی از بهترین راههای گذراندن وقت آشپزی کردن است, مخصوصا اگر بتوانید خوب آشپزی کنید. My neighbor can cook very well همسایه من میتواند بسیار خوب آشپزی کند.

Sew خیاطی کردن Can you make clothes by using a sweing machine آیا شما با استفاده از ماشین خیاطی میتوانید لباس بدوزید؟ Knit بافتن There are some computer-operated knitting machines which are able to produce amazing carpets within a few hours دستگاههای بافندگی ای وجود دارند که توسط کامپیوتر کنترل میشوند و قادر هستند تا در عرض چند ساعت فرشهای بسیار عالی ببافند. Draw نقاشی کردن, ترسیم کردن Can you draw the picture of a cat using a pen and paper آیا شما میتوانید عکس یک گربه را با استفاده از یک قلم و کاغذ بکشید؟ Paint رنگ زدن I really like to paint my room pink because pink is my favorite color من واقعا دوست دارم اتاقم را رنگ صورتی رنگ بزنم چون صورتی رنگ مورد علاقه من است.

ادامه نوشته »

مهارتهای هنری افراد

در ادامه بحث درس قبل درمورد آسیبها و امراض, به چند نمونه جمله دیگر توجه کنید و سپس با هم به سراغ درس امروز که درمورد افرادی است که از مهارتها و توانائیهای خود سخن میگویند خواهیم رفت. I don’t feel well – I feel terrible – I don’t feel so good شما نیز با بخاطر سپردن این عبارات و استفاده از آنها به هنگام سخن گفتن وقتی که کمی کسالت دارید, بهتر منظور خود را بیان خواهید نمود. I hope you feel better این درواقع پاسخ مناسب و خوبی است که میتوانیم به هرکسی که دچار بیماری شده است بگوئیم و برایش آرزوی سلامتی کنیم. You should see a doctor. Good idea. Thanks بهتر است که به نزد پزشک بروید. نظر خوبی است. ممنونم. He feels really bad. He has a fever او حالش خیلی بد است و تب دارد.

I was reading an article yesterday about famous people من دیروز مشغول خواندن مقاله ای بودم دررابطه با مردم مشهور. The first person I was reading about, was an internationally known pianist. He is famous all over the world and has held a lot of concerts in many cities in different continents and he has many fans worldwide اولین فردی را که داشتم درباره اش مطالعه میکردم یک پیانیست بود که در سرتاسر جهان مشهور بوده و خیلی طرفدار دارد و در قاره های مختلف کنسرت برگزار کرده است. He was a talented pianist at the age of ten and went to the college to study music. He has been writing songs for many years and has had programs with so many singers worldwide

او در سن ده سالگی یه پیانیست با استعداد بود و به دانشگاه رفت تا به مطالعه موسیقی بپردازد. وی سالهاست که به آهنگ سازی مشغول است و با خوانندگان بسیار زیادی از سرتاسر جهان برنامه اجرا کرده است. He was born and raised in a small city and soon learned how to speak several languages pretty fluently او در یک شهر کوچک به دنیا آمد و به سرعت آموخت که چطور چند زبان را بطور روان صحبت نماید. His family moved to the capital city when he was fifteen years old خانواده وی هنگامی که او پانزده ساله بود به پایتخت نقل مکان نمودند. He began playing the piano at the university cultural hall and was praised by some of the best-known musicians at the time

او در سالن فرهنگی دانشگاه به نواختن پیانو پرداخت و توسط موسیقی دانان مشهور زمان خود مورد تشویق قرار گرفت. He played piano throughout his childhood very well and became one of the youngest instructors of musical notes in his city او در دوران کودکی اش به نواختن پیانو پرداخت و تبدیل به یکی از جوانترین مدرسین نت های موسیقی در شهر خود گشت. He managed to make his first international concert at the age of twenty and after a while, thousands of copies of his music CDs were sold all over the world او موفق شد که در سن بیست سالگی اولین کنسرت بین المللی خود را برگزار کند و پس از مدت کوتاهی, هزاران نسخه از سی دی های موسیقی وی در سرتاسر جهان به فروش رسیدند.

The second individual I studied about was an actor and he moved to the capital at the age of eighteen to study acting. It was then that he met some of the biggest names in the film industry and soon managed to become an internationally-known acting talent and he has appeared in dozens of movies. Some of them have even managed to win and claim some international awards فرد دومی که من در باره اش در حال مطالعه بودم بازیگر بود و در سن هجده سالگی به منظور تحصیل در رشته بازیگری به پایتخت نقل مکان کرد. در همان زمان او با نامهای بزرگ دنیای فیلمسازی آشنا شد و توانست به یک استعداد بین المللی در عالم بازیگری تبدیل شود و در فیلمهای متعددی به ایفاء نقش پرداخت. برخی از این فیلم ها موفق به دریافت جوایز بین المللی هم شده اند.

ادامه نوشته »

پیشنهاد درمان

در درس قبل ما به طور مختصر به چند بیماری و همچنین آسیبهای جسمی اشاره کردیم که همه ما بطور روزمره با آنها مواجه هستیم. در این درس و در ادامه مبحث جلسه قبل, قصد داریم با چند نوع از امراض و ناراحتیهای جسمی آشنا شده, درمانهای مرتبط را برشمرده و با نحوه پرسیدن سؤال و همچنین ارائه پاسخ مناسب در همین رابطه اقدام نمائیم. بدیهی است که آسیب دیدگیها در هر فرهنگی جزئی از واژگان در ارتباط با آن فرهنگ را تشکیل میدهند. نگاهی به بسیاری از مکالمات و گفتگوها در فیلمهای آموزش زبان بیندازید, تقریبا غیر ممکن است که گویشوران و افراد حاضر در این مکالمات, در یک یا چند درس به آسیبهای بدنی اشاره نکنند. پس شما نیز به مطالعه نکات ذکر شده در زیر به تمرین در همین رابطه بپردازید.

In this lesson, we are going to deal with the matter of suggesting a remedy in case of an ailment در این درس ما قصد داریم به مقوله پیشنهاد یک درمان درصورت وجود بیماری یک بپردازیم. Please follow the points mentioned on this page and practice to keep the sentences and the conversations in mind for using them in your own speaking لطفا نکات مطرح شده در این درس را تعقیب کرده و سعی در بخاطر سپردن مکالمات نوشته شده نمائید تا بعدا بتوانید از آنها در صحبتهای خود بهره بگیرید. I don’t feel well, I have a headache حالم خوب نیست, سردرد دارم. حالا میتوان از تمام کلمات زیر استفاده کرد تا بیماری خود و همچنین دلیل اینکه حالمان خوب نیست را برای مخاطب خود بیان نمائیم.

A stomachache, an earache, a toothache, a backache, a cold, a sore throat, a cough, a runny nose از کلمه اول شروع میکنیم به ترجمه دل درد, گوش درد, دندان درد, کمر درد, سرما خوردگی, گلو درد, سرفه, آبریزش بینی. پس همانطور که در پاراگراف بالا عرض شد, با استفاده از این الگو: I don’t feel well. I have a و استفاده از هز یک از این کلمات, شما خواهید توانست بیماری و نقطه درد در بدن خود رابیان کنید: I have a toothache یعنی من دندان درد دارم. نکته جالب استفاده از حرف تعریف A میباشد. درواقع باید بگوییم من یک دندان درد دارم و جملات مشابه هم همین ساختار را دارند. I don’t feel well. I have been in bed for several hours because I have a backache and it hurts a lot

من حالم خوب نیست. الان چند ساعت است که در تخت خواب دراز کشیده ام و استراحت میکنم. کمرم خیلی درد می کند. Yesterday it was raining and I went outside running in the park. Now I don’t feel well. I think I have a fever and a sore throat دیروز داشت باران می بارید و من در پارک داشتم می دویدم. الان احساس میکنم حالم خوش نیست. فکر میکنم گلو درد و تب دارم. Can you write on a sheet of paper just the last time you had an ailment. How did you feel? Did you see a doctor آیا میتوانید بر روز یک تکه کاغذ بنویسید که آخرین بار کی بیمار شدید؟ حالتان چطور بود؟ آیا به پزشک هم مراجعه کردید؟ We have mentioned some ailments in the last paragraph, now let’s have a look at remedies

در پاراگراف قبل, ما به چند بیماری اشاره کردیم, بیائید حالا به درمانها بپردازیم. Take something یه چیزی بخورید Lie down استراحت کنید Have some tea یه کم چای بنوشید See a doctor / See a dentist به پزشک / دندانپزشک مراجعه کنید. در بسیاری از موارد, ما از افعال امری استفاده میکنیم تا پیشنهاد درمانی خود را بطرز قوی تری بیان کنیم و درواقع مسئله دستور دادن به کسی نیست. مثلا: I have a sore throat. You should take something من گلو درد دارم. شما باید یه جیزی بخورید. یعنی در واقع مصرف دارو را بسیار توصیه میکنیم. I have a fever. Well, you shouldn’t go to work today من تب دارم. خوب, امروز به سر کار نروید. I have a toothache. You should see a dentist right away من دندان درد دارم, همین الان به نزد دندانپزشک بروید.

ادامه نوشته »

قسمتهای بدن و آسیبهای جسمی

در بسیاری از مکالمات روزمره, ما به قسمتهای مختلف بدنمان اشاره میکنیم و اگر دچار جراحت و یا آسیبهایی شده اند که ما مجبور به رفتن به دکتر شده ایم, آن وقایع را برای مخاطبمان نقل میکنیم. همچنین در مواجهه با فردی که دچار آسیبهای بدنی شده است, ما با همدردی با وی سعی میکنیم که از درد و الم وی کاسته و برایش آرزوی سلامتی هر چه زودتر نماییم. در درس امروز ما به چنین اتفاقاتی اشاره میکنیم و با عباراتی آشنا میشویم که در بسیاری از موارد به ما در شروع صحبت راجع به آسیبهای بدنی کمک میکنند. شاید شما با مطالعه برخی از کتابهای آموزشی با چند تا از این جملات آشنا باشید ولی مرور دوباره آنها در این درس خالی از لطف نیست و مثل مرور کردن مطالب آموزشی و تمرین درسهای مطالعه شده در قبل می ماند.

Do you know how to show concern about an injury آیا شما میدانید که چطور نسبت به جراحتها و آسیبهای بدنی دیگران با آنها همدردی کنید؟ In our today’s lesson, we are going to talk about parts of the body در درس امروز, ما قصد داریم راجع به قسمتهای بدن صحبت کنیم. لطفا به این کلمات دقت کنید و سعی در حدس زدن معنی آنها نمایید: Head, chest, stomach, knee, ankle, neck, shoulder, arm, leg, hand, finger, fingernail, foot, toe, toenail حال از ابتدا به ترجمه و مرور این کلمات می پردازیم: سر, قفسه سینه, معده, زانو, قوزک پا, گردن, شانه, بازو, پا, دست, انگشت, ناخن انگشت, پا, ناخن انگشت پا – Let’s bend and try to touch our toes بیائید خم شده و سعی کنیم که انگشتان پایمان را لمس کنیم.

درمورد کلمات مفرد و جمع در ارتباط با پاها از این کلمات استفاده کنید: One foot – Two feet – حال اجازه بدهید تا راجع به حوادثی که برای بسیاری از افراد در زندگی رخ میدهد بپردازیم و آن مقوله آسیبهای نه چندان جدی است. So now we are going to speak about accidents and injuries which may happen to every one of us in our daily lives but fortunately in most cases they are not very serious پس حالا بیائید به موضوع آسیبهای جسمی بپردازیم که ممکن است برای همه ما در زندگی روزمره مان رخ بدهند ولی خوشبختانه چندان جدی نیستند. He burned his finger دست او سوخت She hurt her back او کمرش درد گرفته است She cut her hand آن خانم دستش بریده و زخم شده است.

He broke his arm yesterday آن آقا دیروز دستش شکست He fell down this morning او امروز صبح زمین خورد Hey, Jack. What happened? I broke my ankle yesterday evening when I was coming down the stairs. I’m sorry to hear that. I hope you feel better soon. Does it hurt much? Actually, it doesn’t. Thanks for asking سلام, جک. چه اتفاقی افتاده؟ راستش قوزک پایم دیروز هنگام پائین آمدن از پله ها شکست. خیلی متاسفم که این رو می شنوم. آیا درد هم دارد؟ راستش نه. ممنونم که می پرسی. That’s too bad این جمله را هم به نشانه همدردی می توان به افرادی که آسیب دیده اند گفت. پس دو جمله در این رابطه میتوان استفاده کرد I am sorry to hear that – That’s too bad هر دو بسیار مفید و برای دلداری بکار میروند.

Last night I was riding my bicycle and then suddenly fell down. I hurt my back and this morning I went to the doctor. Oh, I am sorry to hear that. I hope you get better soon. Thanks دیشب هنگامی که مشغول دوچرخه سواری بودم ناگهان زمین خوردم و کمرم درد گرفت. امروز صبح به پزشک مراجعه کردم. اوه, خیلی متاسفم از شنیدن این خبر. امیدوارم که هرچه زودتر حالتان خوب شود. ممنونم. My wife was cooking in the kitchen yesterday afternoon and she burned her finger دیروز بعد از ظهر همسرم در آشپزخانه مشغول تهیه غذا بود و دستش سوخت. I fell down the stairs this morning and I hurt my arm. Actually it hurts a lot امروز صبح از پله ها افتادم و شانه ام صدمه دید. خیلی درد میکند.

ادامه نوشته »

مشخصات ظاهری افراد

کلمات و عبارات مفیدی راجع به مشخصات ظاهری افراد وجود دارند و ما قصد داریم به آنها اشاره کرده و جملاتی چند را نوشته و مرور کنیم. مهم است که بدانیم در هر زبانی چطور ظاهر افراد را توصیف کنیم و انگلیسی نیز از این قائده مستثنی نیست و برای بهبود مهارتهای گفتاری, با دانستن و به خاطر سپردن جملاتی چند, ما خواهیم توانست تا درمواقع مورد نیاز, مشخصاتی از قبیل رنگ مو, رنگ چشمها, و دیگر اجزاء صورت را به زبان بیاوریم. نگاهی به بسیاری از کتابهای آموزشی بیندازید تا عکسهای زیادی به همراه توضیحات راجع به توصیف صورتها بیابید. در یک کتاب ممکن است راجع به موی افراد صحبت شود و در کتاب آموزشی دیگر امکان دارد به رنگ لباسها و نوع آنها, همچنین رنگ چشم چند نفر اشاره شود.

In this lesson, we are going to have a brief look at some adjectives being widely used to describe hair. At the end of this lesson, you too will be able to describe your hair, its type as well as its color in an easy way در این درس ما قصد داریم تا نگاهی گذرا به صفاتی داشته باشیم که استفاده وسیعی از آنها می شود تا موی افراد را توصیف کرد. شما نیز در پایان درس امروز قادر خواهید بود تا براحتی نوع و رنگ موی خود را توصیف کنید. Black, brown, red, blonde, gray, white رنگهای مو به ترتیب از ابتدا تا به آخر عبارتند از مشکی, قهوه ای, قرمز, بلوند, خاکستری و سفید. با نگاهی به خود و همچنین دیگران, شما نمونه مو های بسیاری را خواهید یافت که در این دسته بندی و با یکی از این رنگها تطبیق می کنند.

دو کلمه ای که بسیار استفاده میشوند تا عمق و شدت, یا به اصطلاح پر رنگ بودن و کم رنگ بودن مو ها را مشخص کنند Dark و Light هستند. به عنوان مثال Dark brown hair یعنی مویی که به رنگ قهوه ای سیر یا به اصطلاح پر کلاغی است و Light black hair یعنی موی مشکی کم رنگ و نه خیلی سیر. حالا نوبت به حالت موها میرسد که این مسئله هم بسیار حائز اهمیت میباشد. Straight, wavy, curly, long, short, bald ترجمه این کلمات به ترتیب از ابتدا تا به انتها صاف, موج دار, فرفری, بلند, کوتاه و بدون مو. دو کلمه دیگر که برای توصیف صورت آقایان کاربرد دارد A mustache و A beard هستند. و همیشه دقت کنید که حرف تعریف A را در چنین جملاتی بکار بگیرید: He has a mustache, he has a beard

معمولا از Be و Have استفاده میشود تا صورت و مشخصات ظاهری افراد را توصیف کرد. Her eyes are blue or She has blue eyes هر دوی این جملات به یک معنی هستند و آن این است که چشمان آن خانم به رنگ آبی هستند. Their hair is blonde or They have blond hair آن افراد موهای به رنگ بلوند و روشن دارند. Her eyelashes are long and black but hair hair is straight and dark brown آن خانم مژه های بلند و مشکی دارد ولی موهایش صاف و به رنگ قهوی ای سیر هستند. همین جمله آخر را میتوان به صورت دیگری نیز بیان نمود: She has long, dark eyelashes که دقیقا همان معنا را میدهد. So tell me, what does your friend look like? Tell me about his hair style and color. Does he wear a beard or a mustache too

راستی, از دوستت به من بگو, چه قیافه ای است؟ راجع به نوع و رنگ موهایش برایم تعریف کن. آیا ریش و سبیل هم دارد؟ Well, he has brown eyes and a beard. His hair is wavy too خوب, او چشمانی به رنگ قهوه ای داشته و ریش هم دارد و موهایش هم موج دار است. Let me see, who is that? He certainly looks familiar? Who? The man with long, dark hair. Oh, that’s my friend Joe. He is a teacher of chemistry at our college اجازه بده ببینم. او کیست؟ چقدر قیافه اش آشناست. چه کسی را می گویی؟ آن مردی که موهای بلند و مشکی دارد. اوه, او دوستم جو است. او در دانشکده ما شیمی تدریس می کند. No kidding شوخی می کنید! درواقع این عبارت همیشه برای اظهار تعجب بکار برده می شود.

ادامه نوشته »

مرور خاطرات جهانگردی

صحبت درباره جهانگردی و اینکه افراد در طی سفر خود به مکانهای جالب و دیدنی چه کارهایی انجام داده اند و چطور اوقات خود را سپری کرده اند تقریبا همیشه قسمت ثابت مکالماتی است بین جهانگردان و افرادی که از سفر بازگشته اند و یا علاقمندانی که پرسش ها را مطرح می کنند. بیائید نگاهی به چنین مکالمات و جملات داشته باشیم چون ممکن است شما نیز روزی در حین صحبتهای خود از چنین جملاتی استفاده کنید. درواقع مکالمه زبان انگلیسی را با چنین جملات و عبارات کاربردی بهتر میشود شروع کرد و ادامه داد. در بسیاری از کتابهای مورد استفاده در آموزشگاهها و همچنین در دوره های تدریس خصوصی نیز, شما براحتی میتوانید درسهایی بیابید که به سفرها و متون مربوط به جهانگردی اختصاص داده شده اند.

Some people have just recently returned from vacations and now they are going to talk about how they have spent their weekends in other cities or countries. Please pay attention to the strcutures of sentences used to express events happening in the past تعدادی از مردم به تازگی از مسافرت باز گشته اند و میخواهند درباره نحوه سپری کردن اوقاتشان در تعطیلات آخر هفته صحبت کنند. لطفا به ساختار جملات مربوط به زمان گذشته توجه کنید که این عبارات به منطور بیان رخدادهای در قبل از زمان حال به کار برده شده اند. That’s the picture of my wife and me. We live in Tehran and last week we drove to a small, beautiful city in the suburbs. The drive wasn’t so long and we enjoyed the scenery

این تصویری را که می بینید, عکس من و همسرم می باشد و ما در تهران زندگی می کنیم. هفته قبل ما با اتوموبیل به شهر کوچک ولی بسیار زیبائی در حومه شهر رفتیم. مدت زمان رانندگی خیلی طول نکشید و ما در طی سفر از دیدن مناظر لذت بردیم. The drive took only an hour and the weather was just perfect. The sky was so blue withouht any clouds رسیدن به مقصدمان با خودرو تنها یک ساعت به طول کشید و هوا عالی بود. آسمان آبی رنگ و بدون هیچ ابری بود. We went to the beautiful beach and then had lunch at an amazing outdoor restaurant. The taste was great and the rice was so delicious. The chef was very nice too and he even offered us his special soup and recipe

سپس ما به ساحل رفتیم و ناهار را در یک رستوران عالی و در فضای باز خوردیم. طعم غذا و برنج عالی بود و سرآشپز بسیار مهربان بود و به ما غذا و دست پخت مخصوص خود را نیز تعارف کرد. There was a nice comfortable motel too and we stayed there for one night. We went to bed early and got up the next day early and had a nice walk in the forest as well یک هتل خیلی خوب و راحتی در آنجا قرار داشت و ما تصمیم گرفتیم که شب را در آنجا اقامت کنیم. شب زود خوابیدیم و صبح هم زود از خواب بلند شدیم و سپس در جنگل به پیاده روی پرداختیم. Last weekend was aweful. I wanted to go bike riding but it was raining for several days and I had to stay indoors and do nothing but watch TV

هفته قبل اصلا خوش نگذشت. من میخواستم بروم بیرون برای دوچرخه سواری ولی چند روز پشت سر هم باران بارید و من مجبور شدم در منزل مانده و کاری بجز تماشای تلویزیون انجام ندادم. It was raining and then it became so windy, I could not even go for a drive outside, because of bad weather conditions. The lights went out too and I was in darkness for several hours باران داشت می بارید و سپس وزش بادهای شدید هم شروع شد. به خاطر اوضاع بد جوی من اصلا نتوانستم با خودرو برای رانندگی به بیرون بروم. تازه برق هم قطع شد و من چند ساعت در تاریکی بودم. Actually that was not the kind of ideal weekend I wanted راستش چنین آخر هفته ای, آن چیز ایده آلی نبود که من انتظارش را می کشیدم.

ادامه نوشته »

فعالیتهای بیرون از منزل

فعالیتهایی که ما در بیرون از منزل انجام میدهیم, چه مربوط به کار و شغلمان و چه در ارتباط با امور فرهنگی و تفریحی میتوانند در انجام دادن و ادامه مکالمه به ما یاری برسانند چون در خیلی از مواقع دراین باره به گپ و گفت با دیگران میپردازیم و با ارتقاء آگاهی و دانشمان درباره چنین مسائلی, خواهیم توانست با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنیم و تبادل نظر نماییم. In our today’s lesson, we would like to talk about outdoor activities همانطور که عرض شد, در درس امروز ما قصد داریم درباره فعالیتهای بیرون از منزل به صحبت بنشینیم. Let’s have a look at a few outdoor activities all of us are already familiar with and may have tried ourselves بیائید به چند تا از این فعالیتها که همه ما با آهنها آشنا بوده و ممکن است آنها را انجام داده باشیم, نگاهی بیندازیم.

Go to the beach, go running, go bike riding, go for a walk or take a walk, go swimming and go for a drive بیایید از اولین عبارت به ترجمه بپردازیم: رفتن به ساحل, دویدن, دوچرخه سواری کردن, قدم زدن که به دو صورت گفته میشود, به شنا رفتن و با ماشین برای رانندگی بیرون رفتن. به منظور پرسیدن سؤالات مرتبط با چنین کلمات و عباراتی, ما میتوانیم از When و How often استفاده کنیم: When did you go shopping? How often do you go bike riding چه وقت به خرید رفتید؟ چند وقت یکبار به رانندگی میروید؟ Did you have a good weekend? Yes, I did. Tell me, what did you do? Well, I went swimming in the pool and then went shopping آیا آخر هفته خوبی داشتید؟ بله داشتم. لطفا بگوئید چه کارهایی انجام دادید.

خوب, من برای شنا به استخر رفتم و سپس رفتم بیرون خرید. How often do you go for a drive? Actually I don’t have a car, so I take public transportation شما معمولا چند وقت یکبار با ماشین رانندگی میکنید؟ راستش من ماشین ندارم و به همین خاطر از حمل و نقل عمومی استفاده میکنم. Where were you last night at about nine o’clock? I called you at that time. Sorry I was not home and left my cell-phone in my apartment room. I went running in the park and then went bike riding in the gym دیشب حدود ساعت نه شب کجا بودی؟ من همان موقع به شما زنگ زدم. ببخشید منزل نبودم و گوشی تلفن همراهم رو در اتاق آپارتمانم جا گذاشته بودم. داشتم در پارک میدویدم و سپس برای دوچرخه سواری به باشگاه رفتم.

Were you at school yesterday? No, I had a cold and had to stay home آیا دیروز به مدرسه / دانشگاه رفتید؟ نه. سرما خورده بودم, به همین خاطر منزل ماندم. How was the weather last weekend? Did you go swimming or go to the beach آخر هفته قبل هوا چطور بود؟ آیا توانستید به شنا بروید و یا به ساحل دریا بروید؟ As a matter of fact last weekend it was all raining, day and night. So I went to the public library and read some great novels راستش آخر هفته قبل شب و روز داشت باران میبارید, به همین خاطر من به کتابخانه عمومی رفتم و چند رمان عالی خواندم. Did you go bike riding in the park yesterday evening? I think I saw you there near the pine trees آیا شما دیروز در پارک مشغول دوچرخه سواری بودید؟

من فکر کنم شما را نزدیک درختهای کاج در آنجا دیدم. As a matter of fact I did. The weather was warm and perfect and I decided not to stay at home for a couple of hours and do some aerobic exercise outside راستش رو بخواهید چون هوا گرم و مطبوع بود, من تصمیم گرفتم به بیرون رفته و مقداری ورزش هوازی انجام بدهم. Today the weather is sunny and warm. So, let’s go swimming and then go out for lunch امروز هوا آفتابی و گرم است. پس اگر موافق باشید با هم به استخر برای شنا رفته و سپس برای صرف ناهار به بیرون برویم. That sounds very nice پیشنهاد بسیار خوبیه. Who did you talk to today? I talked with my friend and then we went for a walk امروز با چه کسی صحبت کردید؟ با دوستم و سپس با هم رفتیم بیرون قدم بزنیم.

ادامه نوشته »

پرسش درباره کارهای انجام شده

در بسیاری از موارد در مکالمات روزمره ما از افراد مخاطب پرسشهایی درباره کارهایی که آنها در زمان گذشته انجام داده اند میپرسیم و یا اینکه خود مورد طرح چنین سؤالاتی قرار میگیریم. به عنوان نمونه به این جملات توجه کنید: What did you do last weekend? Did you go to any good movies شما آخر هفته قبل چکار کردید؟ آیا به تماشای فیلم خوبی رفتید؟ Where did you go? Did you drive to any interesting places in the city or stayed at home and watched TV or a DVD شما کجا رفتید؟ آیا با خودرو به مکانی جالب در شهر رفتید و یا اینکه در منزل مانده و به تماشای تلویزیون و یا دی وی دی پرداختید؟ When did you get home last night? Was it late or early دیشب کی به منزل مراجعت کردید؟ دیروقت یا زود؟

همانطور که ملاحظه میکنید, میتوان براحتی زمان گذشته ساده را با کلماتی مانند What و When ترکیب کرد تا سؤالاتی درباره وقایعی که در زمان قبل روی داده اند پرسید. به نمونه های دیگر نیز توجه کنید: How many glasses of milk do you drink a day? More than one شما هر روز چند لیوان شیر مینوشید؟ بیشتر از یک عدد؟ How many cups of tea did you drink yesterday after the football match دیروز بعد از تماشای مسابقه فوتبال چند فنجان چای نوشیدی؟ How often did you take a nap when working in that hospital last year پارسال وقتی در آن بیمارستان مشغول به کار بودی, هر چند وقت یکبار یه استراحت کوتاهی داشتی؟ Who did you see yesterday afternoon دیروز بعد از ظهر چه کسی را دیدی؟

Who went to the factory this morning to start the machines? I believe it was John دیروز چه کسی به کارخانه رفت تا ماشین آلات را روشن کند؟ ،کر میکنم که جان بود. همانطور که در این مثال ملاحظه میکنید, وقتی Who در نقش فاعل جملات استفاده میشود, از Did برای سؤال پرسیدن استفاده نمیشود. Where were you on Friday evening? I called your cell-phone several times but you did not pick up the phone جمعه شب کجا بودی؟ من بارها به تلفن همراه شما زنگ زدم ولی گوشی را بر نداشتی. I am sorry I was not at home. I was running at the gym ببخشید که منزل نبودم. داشتم در باشگاه می دویدم. I went to the movies yesterday and had a good time من دیروز به سینما رفتم و خیلی خوش گذشت.

Yesterday, when I left my office, I went to a good restaurant and had a pizza. Then I went to the theater with my wife and we watched a very good play together دیروز وقتی از شرکتم خارج شدم, به یک رستوران خوب رفته و یک پیتزا خوردم. سپس به اتفاق همسرم به یک تئاتر رفتیم و یک نمایشنامه خوب دیدیم. When did you get home afterwards? Was it before ten thirty بعد از آن چه وقت به خانه مراجعت کردید؟ قبل از ساعت ده و سی دقیقه؟ We went to an Italian restaurant and ordered a pizza. It had a lot of pepper and was very delicious ما به یک رستوران ایتالیایی رفتیم و یک پیتزا سفارش دادیم. خیلی خوشمزه بود و کلی فلفل داشت. I usually like peppery food and pizza because they are awesome

من معمولا غذاهای پر فلفل و پیتزا را دوست دارم چون عالی هستند. My wife does not like peppery foods very much but last night, she ate a little and I think the flavor and taste changed her mind and in the future she will like hot foods too گرچه همسرم از غذاهای پر فلفل زیاد خوشش نمی آید ولی طعم عالی غذا دیشب نظرش را تغییر داد و کمی از غذا خورد. فکر میکنم در آینده هم او غذاهای فلفلی را باز دوست خواهد داشت. I took out the garbage yesterday morning. Usually I do hosehold chores in our house دیروز صبح زباله ها را به بیرون از منزل بردم. معمولا کارهای خانه با من است. Last month, I went shopping with my friend and had a snack ماه قبل با دوستم به خرید رفتیم و غذای سبکی خوردیم.

ادامه نوشته »

سؤالات و جملات گذشته

در درس قبل, همانطور که به خاطر دارید, ما به زمان گذشته پرداختیم و نگاهی به ساختار جملات و افعالی که عموما در همین راستا استفاده میشوند انداختیم. در درس امروز بحثمان را کامل تر میکنیم و به طرح سؤالات درمورد جملات ماضی یا گذشته می پردازیم. With a partner, take turns asking and answering questions about the events as displayed on the calendar با یکی از دوستانتان, به نوبت به طرح و پاسخ دادن به سؤالاتی بپردازید در ارتباط با رخدادهائی که بر روی تقویم مشخص شده اند. If today is Monday, the fifteenth, what day and date was yesterday اگر فرض کنیم که امروز دوشنبه پانزدهم ماه است, دیروز چند شنبه بود و تاریخ آن را هم ذکر کنید. What day was a week ago هفت روز پیش چند شنبه بود؟

Let me ask you another question. What day was the day before yesterday اجازه بدهید تا از شما سؤالی دیگر بپرسم. پریروز چند شنبه بود؟ Can you remember the dates of the last Friday and Monday آیا بخاطر می آورید تاریخهای جمعه و دوشنبه گذشته را؟ I was reading a newspaper today and when I looked at the date, I realized it was for two months ago من امروز هنگامی که مشغول خواندن روزنامه بودم متوجه شدم که تاریخ آن مربوط به دو ماه قبل است. This unit has a good and useful conversation between two people. Can you circle the correct day and month on the calendar این درس حاوی یک مکالمه مفید بین دو نفر است, آیا میتوانید تاریخهای روز و ماه صحیح را بر روی تقویم دایره کشیده, مشخص کنید؟

Hello, how are you? Fine, thanks. By the way, where were you last night when I called you? What time? At about nine. I was at home, why? Well. there was a great movie at the Blue theater and I was going to buy two tickets. There was, too bad سلام, حالت چطوره؟ ممنونم. راستی دیشب حدود ساعت نه کجا بودی زنگ زدم. خونه بودم, چطور مگه؟ راستش یه فیلم خیلی خوب در سینما آبی در حال پخش بود و من میخواستم دو بلیط بخرم برویم تماشا کنیم. راست میگی؟ حیف شد. شما هم براحتی میتوانید از این دسته جملات و بر اساس رویدادهای فرهنگی زندگی خود درست کرده و تمرین کنید. Make a list of the events in your city and practice لیستی از اتفاقات فرهنگی در شهرتان تهیه کرده و به تمرین بپردازید.

We are going to describe past activities to have a better idea how to make sentences to talk about events which happened before today قصد داریم تا فعالیتهای رخ داده در گذشته را توصیف کنیم تا ایده بهتری داشته باشیم از اینکه چطور به جمله سازی درمورد اتفاقاتی که قبل از امروز به وقوع پیوسته اند نائل آییم. I really liked the movie but to be honest, I didn’t like the concert من واقعا از تماشای فیلم لذت بردم ولی راستش رو بخواهید, از کنسرت چندان خوشم نیامد. Did you watch the live football match on TV last night? Yes, I did آیا شما دیشب فوتبال پخش مستقیم رو از طریق تلویزیون تماشا کردید؟ بله. Let me tell you about my past week بگذارید راجع به اتفاقاتی که در زندگی من در هفته گذشته روی داد برای شما بگویم.

Yesterday was very busy. In the morning I had to get up pretty early to take a shower and clean the whole house and then I went to work before seven thirty because there was a lot of work to do دیروز من روز بسیار پر مشغله ای داشتم. مجبور شدم خیلی زود از خواب بلند شوم تا دوش بگیرم, منزل را تمیز کنم و به سرعت به سر کار بروم چون خیلی کار داشتم. Actually, I was working until noon and then I listened to the weather report to make sure it was OK to go out for a walk in the park and enjoy the fresh air راستش دیروز تا ظهر داشتم کار میکردم و سپس به اخبار هواشناسی گوش دادم تا مطمئن شوم هوا برای پیاده روی و تنفس هوای تازه در پارک مناسب است.

ادامه نوشته »

رخدادهای گذشته

گرچه تا بحال عمدتا درباره زمان حال و آینده صحبت کرده ایم و از افعال و اصطلاحاتی استفاده کرده ایم که عمدتا با این دو زمان و وقت اشاره دارند, ولی زمان گذشته نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در بسیاری از مکالمات لازم است که به رخدادهای به وقوع پیوسته در گذشته اشاره داشته باشیم. به عنوان مثال اگر شما هفته قبل به سینما رفتید, مهم است بدانید چطور با بهره گیری از افعال و عبارات صحیح, این اتفاق فرهنگی را بازگو نمایید. In today’s lesson, we are going to discuss past events and have a brief look at the vocabularies being used by speakers and in writing امروز ما قصد داریم درباره اتفاقات زمان گذشته بحث کنیم و نگاهی به واژگانی بیندازیم که توسط گویشوران و همچنین در نگارش استفاده میشود.

After reviewing the points mentioned in this lesson, you will be able to tell someone about a past event or ask questions about such a thing بعد از مرور درس امروز, شما قادر خواهید بود تا به فرد دیگری درباره یک اتفاقی که در زمان گذشته رخ داده است توضیح دهید و یا سؤالاتی درباره چنین رویدادی بپرسید. You will also be able to describe past activities with ease and talk about outdoor activities as well شما همچنین خواهید توانست تا براحتی به توصیف فعالیتهای در زمان گذشته پرداخته و درمورد فعالیتهای خارج از منزل نیز صحبت کنید. When we speak about the past events, we actually deal with times before today هنگام صحبت راجع به اتفاقات گذشته, ما درواقع راجع به وقایع و زمانهای قبل از امروز میپردازیم.

Let’s have a glance at years, decades and centuries بیایید تا نگاهی مختصر به مقوله سالها, دهه ها و قرن ها داشته باشیم. در بسیاری از موارد, ما به سالهای قدیم اشاره میکنیم مانند 1900 که معمولا نوشته و گفته میشود Nineteen hundred و نمونه بعدی 1901 Nineteen oh one درواقع عدد نوزده را ذکر میکنیم و سپس به اعداد دیگر اشاره میکنیم. The nineteen nineties یعنی دهه نود / به چند مثال توجه کنید که درباره رویدادها و فعالیتهایی هستند که در زمانهایی قبل از امروز به وقوع پیوسته اند: I wasn’t at school yesterday because yesterday was a national holiday and so I stayed at home and read a good book دیروز من به مدرسه / دانشگاه نرفتم چون تعطیل رسمی / عمومی بود و من در منزل ماندم و یک کتاب خوب خواندم.

It was cloudy yesterday and so, when going out, I took an umbrella with me از آنجائیکه دیروز هوا ابری بود, موقع خروج از منزل, من یک چتر با خود برداشتم. I looked at the culture magazine the day before yesterday and noticed there was a concert last night من پریروز به مجله فرهنگی نگاهی انداختم و متوجه شدم که دیشب کنسرتی ترتیب داده شده است. There were some great movies last weekend and I bought a few tickets هفته گذشته چند فیلم خیلی خوب برای تماشا وجود داشتند و من چند بلیط خریدم. I called you yesterday but you were not home من دیروز به شما زنگ زدم ولی منزل نبودید. Please tell me where you were when I called you last night at around seven thirty

لطفا به من بگوئید دیشب حدود ساعت هفت و سی دقیقه وقتی زنگ زدم کجا بودید؟ Did you work yesterday? Were you at work yesterday این دو جمله مترادف بوده و هردو به یک معنی بکاربرده میشوند به معنی: آیا دیروز به سر کار رفتید؟ When was she in Italy? In June or May او چه وقت در ایتالیا بود؟ در ماه ژوئن یا ماه مه؟ Who was the lecturer last night in the meeting دیروز در جلسه چه کسی سخنران بود؟ When were those people in the seventies آن افراد در دهه هفتاد کجا بودند؟ Where were you last weekend? In Isfahan or Shiraz آخر هفته گذشته کجا بودید؟ در اصفهان یا شیراز؟ I was at the bookstore yesterday noon when you called me دیروز ظهر وقتی به من تلفن زدی من در کتابفروشی بودم.

ادامه نوشته »