خانه / 2015 / نوامبر

بایگانی ماهانه: نوامبر 2015

دوران طفولیت و کودکی

چه کلمات و یا عباراتی در ذهن شما نقش بسته اند که به دوران خردسالی ارتباط دارند؟ What terms, words and vocabularies may come to your mind with regards to the subject of infants or toddlers کودکانی که تازه شروع به راه رفتن کرده اند Toddler نامیده میشوند. As you already are well aware of this fact, at birth, an infant cannot do anything alone همانطور که شما کاملا به این نکته واقف هستید, در بدو تولد یک نوزاد قادر به انجام هیچ کاری نیست But before the age of two, a baby learns many things ولی قبل از رسیدن به سن دوسالگی, یک کودک چیزهای زیادی را می آموزد. For instance, between one and three months, a baby can roll over به عنوان مثال, بین یک تا سه ماهگی یک کودک میتواند غلت بزند.

She can turn her head or smile when her mother or father speaks او میتواند سر خود را بچرخاند وقتی که پدر و یا مادرش صحبت میکنند. A baby can also cry when she’s hungry, thirsty or afraid نوزاد همچنین میتواند گریه کند هنگامی که گرسنه است و یا تشنه است و یا احساس ترس میکند. Between one and three months, a baby can see colors as well بین یک و سه ماهگی یک نوزاد میتواند رنگها را هم ببیند. Now let’s have a look at some other stages in the life of an infant حال بیائید به مراحل دیگری از زندگی یک نوزاد نگاهی بیندازیم. Between the ages of three and six months, a baby can sit with help بین سنین سه تا شش ماهگی یک نوزاد میتواند با کمک دیگران بنشیند.

She can reach for things as well او همچنین قادر است تا دست خود را به سمت اشیاء دراز کند. He can look at his hands and feet او میتواند به دستها و پاهای خود نگاه کند. He can also laugh and make an “m” sound او همچنین قادر به خندیدن بوده و توانائی تولید صدای “م” را دارد. Between six and twelve months, a baby can crawl and stand بین شش و دوازده ماهگی, یک کودک میتواند تا روی زمین حرکت کند و بایستد. She can say some words او همچنین میتواند تا بعضی از کلمات را بگوید. Between one and two years, a baby can throw things بین یک تا دوسالگی یک نوزاد میتواند اشیاء را پرتاب کند. She can say no or play next to other children and walk او میتواند بگوید نه و در کنار دیگر کودکان بازی کند و یا راه برود.

So as you have been following the above-mentioned sentences, a child can do various things before the age of three پس همانطور که شما هم جملات ذکر شده در بالا را مرور و مطالعه کردید, یک کودک تا قبل از سه سالگی کارهای زیادی را میتواند انجام دهد. Now, can you name a few things which an infact can do without getting help from his parents حالا شما, آیا میتوانید چند کار را نام ببرید که یک نوزاد میتواند آنها را انجام دهد بدون کمک گرفتن از والدینش؟ Can a two-year child play tennis? Definitely not. But she can laugh and turn her head when her parents talk on the phone or to each other آیا به نظر شما یک کودک دو ساله میتواند تنیس بازی کند؟

قطعا نه. ولی او میتواند سرش را به اطراف بچرخاند و حرکت دهد هنگامی که والدینش با همدیگر و یا با تلفن صحبت میکنند. حالا اگر موافق باشید سری هم به درس قبل بزنیم و مطالب ذکر شده را دوباره مرور کنیم. Could you please turn on the computer? I need to finish this report and I need to use the word-processing application and then print out the document میشه لطفا کامپیوتر را روشن کنید؟ من باید این گزارش را تمام کنم و لازم است که از برنامه واژه پرداز استفاده کنم و سپس فایل را چاپ کنم. I wish I could ski. Can you? Yes, I can. I learned how to ski when I was in fifth grade کاشکی میتوانستم اسکی کنم. آیا شما میتوانید؟ بله. من وقتی کلاس پنجم بودم اسکی را یاد گرفتم.

ادامه نوشته »

درخواست و انجام یک لطف

لطف کردن و درخواست لطف جزء لاینفک زندگی همه ما به شمار میرود All of us actually in our lives ask for a favor and also would agree to do a favor for other people مهم است بدانیم چطور در مکالمات روزمره, درخواست های مؤدبانه خود را مطرح کنیم It is significant to know how to make polite requests in our daily conversations با استفاده از این الگو این کار انجام میشود Use could you and the base form of the verbs لطفا به این چند نمونه جمله توجه کنید که همین نکته گرامری را توضیح میدهند Please pay attention to a few sample sentences which explain this grammatical point آیا میشود که لطفا ظرفها را بشوئید؟ من خیلی خسته هستم Could you please wash the dishes? I am very tired

Could you please open the window? I need some fresh air and this room is very hot at noon لطفا پنجره را باز کنید. من به هوای تازه احتیاج دارم و این اتاق ظهرها خیلی گرم میشود. It’s very cold in here. Could you please close the door هوا در اینجا خیلی سرد است. میشه لطفا درب را ببندبد؟ It’s freezing out here. Could you please bring me my coat اینجا بیرون هوا خیلی خیلی سرد است. میشه لطف کنید و کتم را برایم بیاورید؟ I am going to start reading a book and doing my homework. Could you please turn on the light من قصد دارم یک کتاب مطالعه کنم و تکالیفم را انجام بدهم. میشه لطف کرده و چراغ را روشن کنید؟ Could you please turn off the TV? There is a lot of noise and sound in here

لطفا تلویزیون را خاموش کنید. در اینجا خیلی سر و صدا هست. Could you please hand me my glasses? Could you please find and hand me my car keys میشه لطفا عینکم را به من بدهید؟ میخواستم خواهش کنم سویچ ماشینم را پیداکرده و به من بدهید. These suitcases are heavy. Could you please help me? Could you please give me a hand این چمدانها سنگین هستند. لطفا به من کمک کنید. My neighbor was taking out the garbage and so I gave him a hand من به همسایه مان در بیرون بردن زباله کمک کردم. It’s a little hot in here, could you open the window please? Could you please open the door نکته جالب درمورد محل قرارگیری کلمه Please است که هم در انتهای جمله و هم در وسط آن قابل استفاده است.

People live socially and they may ask for and agree to do a favor and help each other from time to time مردم بطور اجتماعی زندگی میکنند و گهگاه از همدیگر تقاضای لطف و یا کمک میکنند و یا برای همدیگر کاری انجام میدهند. I have a headache tonight. Could you please make dinner من سردرد دارم. میشه لطفا شما شام تهیه کنید؟ I am going shopping. Could you get me my keys and my jacket please من دارم به خرید میروم. لطفا کاپشن و کلیدهایم را به من بدهید. I am going to bed. Could you please turn off the computer and the DVD player من میخواهم بخوابم. میشه لطفا کامپیوتر و دی وی دی پلیر را خاموش کنید؟ I just can’t sleep when there is a lot of noise around me

موضوع این است که من وقتی دور و برم سر و صدا باشد نمیتوانم بخوابم. I want to read a book and today’s newspaper. Could you please turn on the lights and the lamp من میخواهم به مطالعه کتاب و روزنامه امروز بپردازم. خواهش میکنم لطفا لامپها و چراغ مطالعه را روشن کنید. There isn’t any milk in the refrigerator. Could you go shopping please در یخچال شیر نداریم. میشه لطفا بروید خرید و تهیه کنید؟ Could you do me a favor? Yes, of course. Could you please turn on the fan? Sure. No problem میشه لطفا یه لطفی کنید؟ حتما. لطفا پنکه را روشن کنید. باشه. حتما. درواقع عبارت No problem دارای معانی وسیع و زیادی میباشد از قبیل خواهش میکنم, مشکلی نیست و در مکالمات بسیار استفاده میشود.

ادامه نوشته »

رد مؤدبانه دعوتها

از همه ما در بسیاری از موارد ممکن است دعوت بشود که به مراسمی برویم و یا در کاری یا رخدادی اجتماعی شرکت کنیم. از طرف دیگر خود ما نیز ممکن است از دیگر دوستان و بستگان و افراد دیگر برای شرکت در مراسم دعوت کنیم. در بعضی از موارد با ارائه دلایل و عذرخواهی کردن از شرکت در این مراسم خودداری میشود. ما در این درس قصد داریم به این جملات مهم و کاربردی نظری بیندازیم. In this lesson we are actually going to discuss how to politely decline an invitation به عبارت دیگر میخواهیم دلایل انجام ندادن کارها را بیان کنیم In fact sometimes we may need to express reasons for not doing something حال به برخی از دلایل موجهی که همه ما در زندگی روزمره مان برای رد مؤدبانه دعوتها استفاده میکنیم توجه کنید.

I am busy right now در حال حاضر سرم شلوغ است I am not hungry at the moment الان گرسنه نیستم I am full کاملا سیر هستم و اشتها ندارم I am very tired خیلی خسته هستم It’s early – It’s late زود است – دیر است. همانطور که ذکر شد از این عبارات و الگوها براحتی میتوانیم استفاده کنیم تا به طرف مقابل توضیح دهیم چرا در یک مراسم و یا رخداد اجتماعی فرهتگی نمیتوانیم شرکت کنیم. Now let’s try using some of these words and phrases by telling them to your friend about a time you were tired, busy, full, etc حال بیائید با استفاده از این عبارات و افعال و ذکر کردن آنها برای دوستتان, بخاطر بیاورید آخرین باری را که سرتان شلوغ بود و یا خسته بودید و یا احساس سیر بودن داشتید و غیره.

Last month I was working nine hours a day in my office every day and so I was so tired ماه قبل بدلیل کارکردن در اداره ام به مدت نه ساعت در روز من بسیار خسته شدم. Yesterday I offered my sandwich to my colleague at the factory but he was full and did not eat من دیروز در کارخانه به همکارم ساندویچ تعارف کردم ولی او بدلیل سیر بودن نخورد. Would you like going out for dinner? How about a pizza? Sorry, but I am not hungry. Thanks نظرت راجع به شام بیرون رفتن چیست؟ چطوره یک پیتزا بخوریم؟ ممنون ولی من گرسنه نیستم. Hey, get up and let’s go to the swimming pool around the corner of B street. But it’s just early. Let’s go back to sleep and we’ll get up after two hours

هی, از رختخواب بلند شو تا باهم به استخر شنای سر نبش خیابان ب برویم. ولی خیلی زود است. دوباره بخوابیم و دوساعت دیگر از خواب بلند خواهیم شد. Do you like to go to the movies tonight? You know, it’s late now. Let’s do it tomorrow evening آیا دوست داری تا با هم به سینما بروید؟ راستش خیلی دیر است. بیا تا فردا شب به سینما برویم. I wanted to go running in the park this afternoon but I was tired and so I took a nap instead من امروز بعد از ظهر میخواستم به پارک رفته و بدوم ولی خسته بودم و بنابراین استراحت کردم. آیا تابحال به نمونه جملاتی از این قبیل دقت کرده اید که در آنها از Too استفاده شده باشد؟ با استفاده از صفت Too میتوانیم شدت صفات و دلایلی را که در جملات بیان کرده ایم, افزایش دهیم.

In other words, we can make use of too to make adjectives stronger, and usually it gives them a kind of negative meaning and impression همانطور که ملاحظه میکنید, با استفاده از Too, یک استنباط منفی از جملات میشود. با دقت به جملات و عبارات ذیر, این نکته مشخص تر میگردد. Hello, yes that’s me. Sorry, but I can’t talk right now. I am too busy الو, بله خودم هستم. ببخشید الان خیلی گرفتارم و نمیتوانم صحبت کنم. I am too tired right now. Let’s not go to the movies tonight. OK. Maybe some other time خیلی احساس خستگی میکنم. اگر موافق باشید, امشب به سینما نرویم. باشه. یه وقت دیگر میرویم. Actually I should go to bed right now because it’s too late خیلی دیر وقت است و من باید هرچه سریعتر بخوابم.

ادامه نوشته »

توانائیهای فردی و استعدادها

در ادامه بحث درس قبل مبنی بر توانائیها و قابلیتهای افراد, در درس امروز نیز ما به این مقوله میپردازیم و چند کار جدید را ذکر میکنیم از قبیل Draw ترسیم کردن و نقاشی کشیدن I can draw picture of a cat very easily and pretty well من براحتی و خیلی قشنگ میتوانم تصویر یک گربه را بکشم و ترسیم کنم. Drive رانندگی کردن Can you drive? Actually I can but it is against the law for me to drive because I do not have the driver’s licence آیا شما میتوانید رانندگی کنید؟ بله میتوانم ولی چون گواهینامه رانندگی ندارم, به همین دلیل خلاف مقررات است که من رانندگی کنم. Fix things تعمیر لوازم I actually can fix things easily because I am good at using tools من چون با ابزار به آسانی کار میکنم, به همین دلیل میتوانم چیزها را براحتی تعمیر کنم.

در همین رابطه, ما میتوانیم براحتی از دو صفت Well و Badly استفاده کنیم تا منظورمان را بهتر برسانیم. I can play the violin well but I play the guitar badly من میتوانم ویالن را خوب بنوازم ولی نواختن گیتار من ضعیف است. He can sing well but he plays soccer badly او میتواند بخوبی بخواند ولی فوتبال بازی کردن وی ضعیف و بد است. در هنگام پرسیدن سؤال از مردم درباره توانائیهایشان ما از Can و Can’t بسیار میتوانیم استفاده کنیم و در موقع پاسخ دادن نیز این کلمات بسیار کاربرد دارند. In fact we are able to use can and can’t to talk about abilities, when asking questions or answering them در واقع ما میتوانیم از این دو کلمه استفاده کنیم, چه در مواقع پرسیدن سؤال و چه به هنگام پاسخ دادن به آنها.

When using can and can’t, we only use the base form of a verb در هنگام استفاده از این دو کلمه, تنها از فرم اصلی افعال استفاده میکنیم, برای تمام ضمائر. In these cases, we can easily use can and can’t but usually the answers are provided in short forms در این موارد ما براحتی از دو کلمه can و can’t استفاده میکنیم ولی پاسخها معمولا کوتاه هستند. He can fix things but he can’t cook او قادر به تعمیر لوازم و چیزها میباشد ولی نمیتواند آشپزی کند. Can you speak Italian? Yes I can. No I can’t آیا شما میتوانید ایتالیائی صحبت کنید؟ بله میتوانم. خیر نمیتوانم We can also use can or can’t with well to indicate degree of ability برای نشان دادن میزان توانائی, ما میتوانیم از قید well استفاده کنیم.

She can ski but she can’t ski well او میتواند اسکی کند ولی در این کار خیلی مهارت ندارد. I can play soccer but to be honest I can’t do it well من فوتبال بازی میکنم ولی راستش را بخواهید خیلی حرفه ای نیستم. Now let’s have a look at some questions with missing words that we should complete using can or can’t with the base form of the verbs حال بیائید به چند سؤال نگاهی بیندازیم که بایستی با استفاده از can و can’t و همچنین فرم اصلی افعال جاهای خالی را پر کنیم. Can you swim? Yes, I can. But I don’t swim well آیا شما قادر به شنا کردن هستید؟ بله هستم ولی نمیتوانم خیلی خوب شنا کنم. Can you paint like a professional artist آیا مثل یک نقاش حرفه ای میتوانید نقاشی کنید؟

Well, I can paint but not exactly like an expert artist you mention خوب, من میتوانم نقاشی کنم ولی قطعا نه مانند یک نقاش حرفه ای که منظور شما است. But one of my relatives can do it professionally, actually his career is related to this field ولی یکی از بستگانم میتواند بطرز حرفه ای تصویر بکشد. درواقع شغل وی در همین زمینه است. Can your friend speak Spanish like native speakers? Well, no. He needs this class and has to practice for many months آیا دوست شما میتواند مثل گویشوران بومی به زبان اسپانیائی صحبت کند؟ نه. او به این کلاس نیاز دارد و باید برای ماههای زیادی به تمرین بپردازد. I wish I could draw کاشکی میتوانستم نقاشی کنم. در این موارد و در بیان جملات آرزوئی, معمولا از زمان گذشته استفاده میشود.

ادامه نوشته »

قابلیتها و درخواستها

توانائیها و درخواستها در مکالمات بسیار استفاده میشوند بخاطر اینکه همه ما در هنگام سخن گفتن ممکن است از دیگران درخواست هائی داشته باشیم و با دانستن نکات مرتبط, قادر خواهیم بود تا بطرز صحیح نظر خود را بیان نمائیم. Today we are going to talk about abilities and requests امروز ما قصد داریم تا درباره توانائیها و درخواستها صحبت کنیم. Sometimes we may need to express a wish and by knowing how to say these types of sentences, we will be able to continue our conversation in a better way بعضی وقتها ممکن است که ما نیاز داشته باشیم تا آرزوی خود را بیان کنیم و با دانستن اینکه چنین جملات و عباراتی چگونه بیان میشوند, قادر خواهیم بود تا مکالماتمان را به نحو بهتری ادامه دهیم.

بعضی وقتها ممکن است افراد از ما درخواستهائی داشته باشند و یا ما را به مناسبتهائی دعوت کنند و امکان دارد که ما بخاطر مشغله و یا مسائل دیگر نتوانیم در چنین مناسبتهائی شرکت کنیم. در چنین مواقعی, با دانستن این که چطور بطور مؤدبانه درخواست آنها را رد کنیم خواهیم توانست نظر خود را بیان کرده و توضیح دهیم که چرا قادر به شرکت در آن مراسم نیستیم It is therefore very important to know how to politely decline an invitation because from time to time and due to various reasons we may need to do so انجام دادن لطف در حق دیگران مهم است چون بعضی وقتها ما نیز نیاز پیدا میکنیم تا دیگران به ما لطف کنند It’s nice to agree to do a favor since we too may need to ask for one

Abilities may be used as part of our conversation with people and it is pretty significant to know the names of some of them توانائیها ممکن است به عنوان بخشی از مکالمات با مردم مورد استفاده قرار گیرند و خیلی مهم است که اسامی برخی از آنها را بدانیم Sing خواندن He is singing a song because he would like to become a professional singer in the future او مشغول خواندن میباشد چون قصد دارد در آینده نزدیک یک خواننده حرفه ای شود. Play soccer فوتبال بازی کردن I still like to play soccer with my friends when I have free time من هنوز هم علاقه دارم با دوستانم فوتبال بازی کنم مواقعی که وقت داشته باشم. Play the guitar or play the violin or play the piano نواختن ویالن یا گیتار یا پیانو

Swim شناکردن Do you think it is very hard to learn how to swim? Can you swim very well? When did you learn to swim آیا فکر میکنید یادگرفتن شنا سخت است؟ آیا شما میتوانید خیلی خوب شنا کنید؟ چه وقت شناکردن را یادگرفتید؟ Ski اسکی کردن Skiing is still my favorite sport and I enjoy it very much when I ski اسکی کردن هنوز ورزش مورد علاقه من است و هروقت که من اسکی میکنم از آن بسیار لذت میبرم. Cook آشپزی کردن One of the best ways to pass time and enjoy what you do is to cook, especially if you can do it well یکی از بهترین راههای گذراندن وقت آشپزی کردن است, مخصوصا اگر بتوانید خوب آشپزی کنید. My neighbor can cook very well همسایه من میتواند بسیار خوب آشپزی کند.

Sew خیاطی کردن Can you make clothes by using a sweing machine آیا شما با استفاده از ماشین خیاطی میتوانید لباس بدوزید؟ Knit بافتن There are some computer-operated knitting machines which are able to produce amazing carpets within a few hours دستگاههای بافندگی ای وجود دارند که توسط کامپیوتر کنترل میشوند و قادر هستند تا در عرض چند ساعت فرشهای بسیار عالی ببافند. Draw نقاشی کردن, ترسیم کردن Can you draw the picture of a cat using a pen and paper آیا شما میتوانید عکس یک گربه را با استفاده از یک قلم و کاغذ بکشید؟ Paint رنگ زدن I really like to paint my room pink because pink is my favorite color من واقعا دوست دارم اتاقم را رنگ صورتی رنگ بزنم چون صورتی رنگ مورد علاقه من است.

ادامه نوشته »

مهارتهای هنری افراد

در ادامه بحث درس قبل درمورد آسیبها و امراض, به چند نمونه جمله دیگر توجه کنید و سپس با هم به سراغ درس امروز که درمورد افرادی است که از مهارتها و توانائیهای خود سخن میگویند خواهیم رفت. I don’t feel well – I feel terrible – I don’t feel so good شما نیز با بخاطر سپردن این عبارات و استفاده از آنها به هنگام سخن گفتن وقتی که کمی کسالت دارید, بهتر منظور خود را بیان خواهید نمود. I hope you feel better این درواقع پاسخ مناسب و خوبی است که میتوانیم به هرکسی که دچار بیماری شده است بگوئیم و برایش آرزوی سلامتی کنیم. You should see a doctor. Good idea. Thanks بهتر است که به نزد پزشک بروید. نظر خوبی است. ممنونم. He feels really bad. He has a fever او حالش خیلی بد است و تب دارد.

I was reading an article yesterday about famous people من دیروز مشغول خواندن مقاله ای بودم دررابطه با مردم مشهور. The first person I was reading about, was an internationally known pianist. He is famous all over the world and has held a lot of concerts in many cities in different continents and he has many fans worldwide اولین فردی را که داشتم درباره اش مطالعه میکردم یک پیانیست بود که در سرتاسر جهان مشهور بوده و خیلی طرفدار دارد و در قاره های مختلف کنسرت برگزار کرده است. He was a talented pianist at the age of ten and went to the college to study music. He has been writing songs for many years and has had programs with so many singers worldwide

او در سن ده سالگی یه پیانیست با استعداد بود و به دانشگاه رفت تا به مطالعه موسیقی بپردازد. وی سالهاست که به آهنگ سازی مشغول است و با خوانندگان بسیار زیادی از سرتاسر جهان برنامه اجرا کرده است. He was born and raised in a small city and soon learned how to speak several languages pretty fluently او در یک شهر کوچک به دنیا آمد و به سرعت آموخت که چطور چند زبان را بطور روان صحبت نماید. His family moved to the capital city when he was fifteen years old خانواده وی هنگامی که او پانزده ساله بود به پایتخت نقل مکان نمودند. He began playing the piano at the university cultural hall and was praised by some of the best-known musicians at the time

او در سالن فرهنگی دانشگاه به نواختن پیانو پرداخت و توسط موسیقی دانان مشهور زمان خود مورد تشویق قرار گرفت. He played piano throughout his childhood very well and became one of the youngest instructors of musical notes in his city او در دوران کودکی اش به نواختن پیانو پرداخت و تبدیل به یکی از جوانترین مدرسین نت های موسیقی در شهر خود گشت. He managed to make his first international concert at the age of twenty and after a while, thousands of copies of his music CDs were sold all over the world او موفق شد که در سن بیست سالگی اولین کنسرت بین المللی خود را برگزار کند و پس از مدت کوتاهی, هزاران نسخه از سی دی های موسیقی وی در سرتاسر جهان به فروش رسیدند.

The second individual I studied about was an actor and he moved to the capital at the age of eighteen to study acting. It was then that he met some of the biggest names in the film industry and soon managed to become an internationally-known acting talent and he has appeared in dozens of movies. Some of them have even managed to win and claim some international awards فرد دومی که من در باره اش در حال مطالعه بودم بازیگر بود و در سن هجده سالگی به منظور تحصیل در رشته بازیگری به پایتخت نقل مکان کرد. در همان زمان او با نامهای بزرگ دنیای فیلمسازی آشنا شد و توانست به یک استعداد بین المللی در عالم بازیگری تبدیل شود و در فیلمهای متعددی به ایفاء نقش پرداخت. برخی از این فیلم ها موفق به دریافت جوایز بین المللی هم شده اند.

ادامه نوشته »

پیشنهاد درمان

در درس قبل ما به طور مختصر به چند بیماری و همچنین آسیبهای جسمی اشاره کردیم که همه ما بطور روزمره با آنها مواجه هستیم. در این درس و در ادامه مبحث جلسه قبل, قصد داریم با چند نوع از امراض و ناراحتیهای جسمی آشنا شده, درمانهای مرتبط را برشمرده و با نحوه پرسیدن سؤال و همچنین ارائه پاسخ مناسب در همین رابطه اقدام نمائیم. بدیهی است که آسیب دیدگیها در هر فرهنگی جزئی از واژگان در ارتباط با آن فرهنگ را تشکیل میدهند. نگاهی به بسیاری از مکالمات و گفتگوها در فیلمهای آموزش زبان بیندازید, تقریبا غیر ممکن است که گویشوران و افراد حاضر در این مکالمات, در یک یا چند درس به آسیبهای بدنی اشاره نکنند. پس شما نیز به مطالعه نکات ذکر شده در زیر به تمرین در همین رابطه بپردازید.

In this lesson, we are going to deal with the matter of suggesting a remedy in case of an ailment در این درس ما قصد داریم به مقوله پیشنهاد یک درمان درصورت وجود بیماری یک بپردازیم. Please follow the points mentioned on this page and practice to keep the sentences and the conversations in mind for using them in your own speaking لطفا نکات مطرح شده در این درس را تعقیب کرده و سعی در بخاطر سپردن مکالمات نوشته شده نمائید تا بعدا بتوانید از آنها در صحبتهای خود بهره بگیرید. I don’t feel well, I have a headache حالم خوب نیست, سردرد دارم. حالا میتوان از تمام کلمات زیر استفاده کرد تا بیماری خود و همچنین دلیل اینکه حالمان خوب نیست را برای مخاطب خود بیان نمائیم.

A stomachache, an earache, a toothache, a backache, a cold, a sore throat, a cough, a runny nose از کلمه اول شروع میکنیم به ترجمه دل درد, گوش درد, دندان درد, کمر درد, سرما خوردگی, گلو درد, سرفه, آبریزش بینی. پس همانطور که در پاراگراف بالا عرض شد, با استفاده از این الگو: I don’t feel well. I have a و استفاده از هز یک از این کلمات, شما خواهید توانست بیماری و نقطه درد در بدن خود رابیان کنید: I have a toothache یعنی من دندان درد دارم. نکته جالب استفاده از حرف تعریف A میباشد. درواقع باید بگوییم من یک دندان درد دارم و جملات مشابه هم همین ساختار را دارند. I don’t feel well. I have been in bed for several hours because I have a backache and it hurts a lot

من حالم خوب نیست. الان چند ساعت است که در تخت خواب دراز کشیده ام و استراحت میکنم. کمرم خیلی درد می کند. Yesterday it was raining and I went outside running in the park. Now I don’t feel well. I think I have a fever and a sore throat دیروز داشت باران می بارید و من در پارک داشتم می دویدم. الان احساس میکنم حالم خوش نیست. فکر میکنم گلو درد و تب دارم. Can you write on a sheet of paper just the last time you had an ailment. How did you feel? Did you see a doctor آیا میتوانید بر روز یک تکه کاغذ بنویسید که آخرین بار کی بیمار شدید؟ حالتان چطور بود؟ آیا به پزشک هم مراجعه کردید؟ We have mentioned some ailments in the last paragraph, now let’s have a look at remedies

در پاراگراف قبل, ما به چند بیماری اشاره کردیم, بیائید حالا به درمانها بپردازیم. Take something یه چیزی بخورید Lie down استراحت کنید Have some tea یه کم چای بنوشید See a doctor / See a dentist به پزشک / دندانپزشک مراجعه کنید. در بسیاری از موارد, ما از افعال امری استفاده میکنیم تا پیشنهاد درمانی خود را بطرز قوی تری بیان کنیم و درواقع مسئله دستور دادن به کسی نیست. مثلا: I have a sore throat. You should take something من گلو درد دارم. شما باید یه جیزی بخورید. یعنی در واقع مصرف دارو را بسیار توصیه میکنیم. I have a fever. Well, you shouldn’t go to work today من تب دارم. خوب, امروز به سر کار نروید. I have a toothache. You should see a dentist right away من دندان درد دارم, همین الان به نزد دندانپزشک بروید.

ادامه نوشته »

قسمتهای بدن و آسیبهای جسمی

در بسیاری از مکالمات روزمره, ما به قسمتهای مختلف بدنمان اشاره میکنیم و اگر دچار جراحت و یا آسیبهایی شده اند که ما مجبور به رفتن به دکتر شده ایم, آن وقایع را برای مخاطبمان نقل میکنیم. همچنین در مواجهه با فردی که دچار آسیبهای بدنی شده است, ما با همدردی با وی سعی میکنیم که از درد و الم وی کاسته و برایش آرزوی سلامتی هر چه زودتر نماییم. در درس امروز ما به چنین اتفاقاتی اشاره میکنیم و با عباراتی آشنا میشویم که در بسیاری از موارد به ما در شروع صحبت راجع به آسیبهای بدنی کمک میکنند. شاید شما با مطالعه برخی از کتابهای آموزشی با چند تا از این جملات آشنا باشید ولی مرور دوباره آنها در این درس خالی از لطف نیست و مثل مرور کردن مطالب آموزشی و تمرین درسهای مطالعه شده در قبل می ماند.

Do you know how to show concern about an injury آیا شما میدانید که چطور نسبت به جراحتها و آسیبهای بدنی دیگران با آنها همدردی کنید؟ In our today’s lesson, we are going to talk about parts of the body در درس امروز, ما قصد داریم راجع به قسمتهای بدن صحبت کنیم. لطفا به این کلمات دقت کنید و سعی در حدس زدن معنی آنها نمایید: Head, chest, stomach, knee, ankle, neck, shoulder, arm, leg, hand, finger, fingernail, foot, toe, toenail حال از ابتدا به ترجمه و مرور این کلمات می پردازیم: سر, قفسه سینه, معده, زانو, قوزک پا, گردن, شانه, بازو, پا, دست, انگشت, ناخن انگشت, پا, ناخن انگشت پا – Let’s bend and try to touch our toes بیائید خم شده و سعی کنیم که انگشتان پایمان را لمس کنیم.

درمورد کلمات مفرد و جمع در ارتباط با پاها از این کلمات استفاده کنید: One foot – Two feet – حال اجازه بدهید تا راجع به حوادثی که برای بسیاری از افراد در زندگی رخ میدهد بپردازیم و آن مقوله آسیبهای نه چندان جدی است. So now we are going to speak about accidents and injuries which may happen to every one of us in our daily lives but fortunately in most cases they are not very serious پس حالا بیائید به موضوع آسیبهای جسمی بپردازیم که ممکن است برای همه ما در زندگی روزمره مان رخ بدهند ولی خوشبختانه چندان جدی نیستند. He burned his finger دست او سوخت She hurt her back او کمرش درد گرفته است She cut her hand آن خانم دستش بریده و زخم شده است.

He broke his arm yesterday آن آقا دیروز دستش شکست He fell down this morning او امروز صبح زمین خورد Hey, Jack. What happened? I broke my ankle yesterday evening when I was coming down the stairs. I’m sorry to hear that. I hope you feel better soon. Does it hurt much? Actually, it doesn’t. Thanks for asking سلام, جک. چه اتفاقی افتاده؟ راستش قوزک پایم دیروز هنگام پائین آمدن از پله ها شکست. خیلی متاسفم که این رو می شنوم. آیا درد هم دارد؟ راستش نه. ممنونم که می پرسی. That’s too bad این جمله را هم به نشانه همدردی می توان به افرادی که آسیب دیده اند گفت. پس دو جمله در این رابطه میتوان استفاده کرد I am sorry to hear that – That’s too bad هر دو بسیار مفید و برای دلداری بکار میروند.

Last night I was riding my bicycle and then suddenly fell down. I hurt my back and this morning I went to the doctor. Oh, I am sorry to hear that. I hope you get better soon. Thanks دیشب هنگامی که مشغول دوچرخه سواری بودم ناگهان زمین خوردم و کمرم درد گرفت. امروز صبح به پزشک مراجعه کردم. اوه, خیلی متاسفم از شنیدن این خبر. امیدوارم که هرچه زودتر حالتان خوب شود. ممنونم. My wife was cooking in the kitchen yesterday afternoon and she burned her finger دیروز بعد از ظهر همسرم در آشپزخانه مشغول تهیه غذا بود و دستش سوخت. I fell down the stairs this morning and I hurt my arm. Actually it hurts a lot امروز صبح از پله ها افتادم و شانه ام صدمه دید. خیلی درد میکند.

ادامه نوشته »

مشخصات ظاهری افراد

کلمات و عبارات مفیدی راجع به مشخصات ظاهری افراد وجود دارند و ما قصد داریم به آنها اشاره کرده و جملاتی چند را نوشته و مرور کنیم. مهم است که بدانیم در هر زبانی چطور ظاهر افراد را توصیف کنیم و انگلیسی نیز از این قائده مستثنی نیست و برای بهبود مهارتهای گفتاری, با دانستن و به خاطر سپردن جملاتی چند, ما خواهیم توانست تا درمواقع مورد نیاز, مشخصاتی از قبیل رنگ مو, رنگ چشمها, و دیگر اجزاء صورت را به زبان بیاوریم. نگاهی به بسیاری از کتابهای آموزشی بیندازید تا عکسهای زیادی به همراه توضیحات راجع به توصیف صورتها بیابید. در یک کتاب ممکن است راجع به موی افراد صحبت شود و در کتاب آموزشی دیگر امکان دارد به رنگ لباسها و نوع آنها, همچنین رنگ چشم چند نفر اشاره شود.

In this lesson, we are going to have a brief look at some adjectives being widely used to describe hair. At the end of this lesson, you too will be able to describe your hair, its type as well as its color in an easy way در این درس ما قصد داریم تا نگاهی گذرا به صفاتی داشته باشیم که استفاده وسیعی از آنها می شود تا موی افراد را توصیف کرد. شما نیز در پایان درس امروز قادر خواهید بود تا براحتی نوع و رنگ موی خود را توصیف کنید. Black, brown, red, blonde, gray, white رنگهای مو به ترتیب از ابتدا تا به آخر عبارتند از مشکی, قهوه ای, قرمز, بلوند, خاکستری و سفید. با نگاهی به خود و همچنین دیگران, شما نمونه مو های بسیاری را خواهید یافت که در این دسته بندی و با یکی از این رنگها تطبیق می کنند.

دو کلمه ای که بسیار استفاده میشوند تا عمق و شدت, یا به اصطلاح پر رنگ بودن و کم رنگ بودن مو ها را مشخص کنند Dark و Light هستند. به عنوان مثال Dark brown hair یعنی مویی که به رنگ قهوه ای سیر یا به اصطلاح پر کلاغی است و Light black hair یعنی موی مشکی کم رنگ و نه خیلی سیر. حالا نوبت به حالت موها میرسد که این مسئله هم بسیار حائز اهمیت میباشد. Straight, wavy, curly, long, short, bald ترجمه این کلمات به ترتیب از ابتدا تا به انتها صاف, موج دار, فرفری, بلند, کوتاه و بدون مو. دو کلمه دیگر که برای توصیف صورت آقایان کاربرد دارد A mustache و A beard هستند. و همیشه دقت کنید که حرف تعریف A را در چنین جملاتی بکار بگیرید: He has a mustache, he has a beard

معمولا از Be و Have استفاده میشود تا صورت و مشخصات ظاهری افراد را توصیف کرد. Her eyes are blue or She has blue eyes هر دوی این جملات به یک معنی هستند و آن این است که چشمان آن خانم به رنگ آبی هستند. Their hair is blonde or They have blond hair آن افراد موهای به رنگ بلوند و روشن دارند. Her eyelashes are long and black but hair hair is straight and dark brown آن خانم مژه های بلند و مشکی دارد ولی موهایش صاف و به رنگ قهوی ای سیر هستند. همین جمله آخر را میتوان به صورت دیگری نیز بیان نمود: She has long, dark eyelashes که دقیقا همان معنا را میدهد. So tell me, what does your friend look like? Tell me about his hair style and color. Does he wear a beard or a mustache too

راستی, از دوستت به من بگو, چه قیافه ای است؟ راجع به نوع و رنگ موهایش برایم تعریف کن. آیا ریش و سبیل هم دارد؟ Well, he has brown eyes and a beard. His hair is wavy too خوب, او چشمانی به رنگ قهوه ای داشته و ریش هم دارد و موهایش هم موج دار است. Let me see, who is that? He certainly looks familiar? Who? The man with long, dark hair. Oh, that’s my friend Joe. He is a teacher of chemistry at our college اجازه بده ببینم. او کیست؟ چقدر قیافه اش آشناست. چه کسی را می گویی؟ آن مردی که موهای بلند و مشکی دارد. اوه, او دوستم جو است. او در دانشکده ما شیمی تدریس می کند. No kidding شوخی می کنید! درواقع این عبارت همیشه برای اظهار تعجب بکار برده می شود.

ادامه نوشته »

مرور خاطرات جهانگردی

صحبت درباره جهانگردی و اینکه افراد در طی سفر خود به مکانهای جالب و دیدنی چه کارهایی انجام داده اند و چطور اوقات خود را سپری کرده اند تقریبا همیشه قسمت ثابت مکالماتی است بین جهانگردان و افرادی که از سفر بازگشته اند و یا علاقمندانی که پرسش ها را مطرح می کنند. بیائید نگاهی به چنین مکالمات و جملات داشته باشیم چون ممکن است شما نیز روزی در حین صحبتهای خود از چنین جملاتی استفاده کنید. درواقع مکالمه زبان انگلیسی را با چنین جملات و عبارات کاربردی بهتر میشود شروع کرد و ادامه داد. در بسیاری از کتابهای مورد استفاده در آموزشگاهها و همچنین در دوره های تدریس خصوصی نیز, شما براحتی میتوانید درسهایی بیابید که به سفرها و متون مربوط به جهانگردی اختصاص داده شده اند.

Some people have just recently returned from vacations and now they are going to talk about how they have spent their weekends in other cities or countries. Please pay attention to the strcutures of sentences used to express events happening in the past تعدادی از مردم به تازگی از مسافرت باز گشته اند و میخواهند درباره نحوه سپری کردن اوقاتشان در تعطیلات آخر هفته صحبت کنند. لطفا به ساختار جملات مربوط به زمان گذشته توجه کنید که این عبارات به منطور بیان رخدادهای در قبل از زمان حال به کار برده شده اند. That’s the picture of my wife and me. We live in Tehran and last week we drove to a small, beautiful city in the suburbs. The drive wasn’t so long and we enjoyed the scenery

این تصویری را که می بینید, عکس من و همسرم می باشد و ما در تهران زندگی می کنیم. هفته قبل ما با اتوموبیل به شهر کوچک ولی بسیار زیبائی در حومه شهر رفتیم. مدت زمان رانندگی خیلی طول نکشید و ما در طی سفر از دیدن مناظر لذت بردیم. The drive took only an hour and the weather was just perfect. The sky was so blue withouht any clouds رسیدن به مقصدمان با خودرو تنها یک ساعت به طول کشید و هوا عالی بود. آسمان آبی رنگ و بدون هیچ ابری بود. We went to the beautiful beach and then had lunch at an amazing outdoor restaurant. The taste was great and the rice was so delicious. The chef was very nice too and he even offered us his special soup and recipe

سپس ما به ساحل رفتیم و ناهار را در یک رستوران عالی و در فضای باز خوردیم. طعم غذا و برنج عالی بود و سرآشپز بسیار مهربان بود و به ما غذا و دست پخت مخصوص خود را نیز تعارف کرد. There was a nice comfortable motel too and we stayed there for one night. We went to bed early and got up the next day early and had a nice walk in the forest as well یک هتل خیلی خوب و راحتی در آنجا قرار داشت و ما تصمیم گرفتیم که شب را در آنجا اقامت کنیم. شب زود خوابیدیم و صبح هم زود از خواب بلند شدیم و سپس در جنگل به پیاده روی پرداختیم. Last weekend was aweful. I wanted to go bike riding but it was raining for several days and I had to stay indoors and do nothing but watch TV

هفته قبل اصلا خوش نگذشت. من میخواستم بروم بیرون برای دوچرخه سواری ولی چند روز پشت سر هم باران بارید و من مجبور شدم در منزل مانده و کاری بجز تماشای تلویزیون انجام ندادم. It was raining and then it became so windy, I could not even go for a drive outside, because of bad weather conditions. The lights went out too and I was in darkness for several hours باران داشت می بارید و سپس وزش بادهای شدید هم شروع شد. به خاطر اوضاع بد جوی من اصلا نتوانستم با خودرو برای رانندگی به بیرون بروم. تازه برق هم قطع شد و من چند ساعت در تاریکی بودم. Actually that was not the kind of ideal weekend I wanted راستش چنین آخر هفته ای, آن چیز ایده آلی نبود که من انتظارش را می کشیدم.

ادامه نوشته »