ورزشی جهانی بنام فوتبال

شاید شما هم جزو طرفداران پر و پا قرص ورزش فوتبال باشید و بطور مستمر اخبار تیمهای داخلی و خارجی را از طریق وبسایتهای اینترنتی و همچنین رادیو و تلویزیون تعقیب کنید و شاید هم کمتر به فوتبال رغبت داشته و برای گذراندن اوقات فراقت خود به تماشای دیگر برنامه ها و گزارشهای ورزشی پرداخته و یا مطالعه کتاب و مجله را به هر چیز دیگر ترجیح دهید. شاید در ابتدای کار فوتبال را صرفا به عنوان نوعی دیگر از ورزشهای جدید و یا برنامه های سرگرم کننده درنظر میگرفتند ولی امروزه به واقعیتی انکار ناپذیر از لحاظ اهمیت بین المللی و همچنین نقش پررنگی که از لحاظ اقتصادی در کشورهای مختلف بازی میکند به آن نگریست. شکی وجود ندارد که فوتبال امروزه به یکی از پربیننده ترین ورزشها و تفریحات در جهان بدل شده است.

Some people call football a beautiful game, whereas others may look upon it as merely another form of popular entertainment, but whatever name you choose for that, football has transformed into one of the most popular types of pastime and sporting events worldwide برخی به فوتبال لقب یک بازی زیبا را داده اند درحالیکه بعضی آنرا به عنوان صرفا یکی دیگر از انواع تفریحات پرطرفدار قلمداد میکنند, اما صرفنظر از هر اسمی که برای آن انتخاب میکنید, فوتبال تبدیل به یکی از معروفترین سرگرمیها و رویدادهای ورزشی در سطح جهان بدل شده است It is like impossible to arrive anywhere and not finding some folks talking about their favorite football teams, whether local or international ones hiring some top stars

تقریبا غیر ممکن است که به جائی سر زد که در آن افرادی مشغول صحبت درباره تیم فوتبال محبوب خود نباشند, چه تیمی محلی و در سطح کشور خود و چه تیمهای بین المللی که در آنها برخی ستارگان بازی میکنند The European continent can be called the home and birthplace of football and it houses some of the most famous and richest football clubs in the world میتوان قاره اروپا را به عنوان زادگاه ورزش فوتبال درنظر گرفت که در آن تعدادی از معروفترین و ثروتمندترین باشگاههای فوتبال در سطح جهان حضور دارند These clubs even have millions of fans living far away from them, in other countries and continents این باشگاهها همچنین میلیونها طرفدار ساکن در دیگر کشورهای دور و سایر قاره ها دارند.

At first glance, football might seem like entertainment in some cultures, however, in countries in South America, like Brazil and Argentina, it has shifted from leisure activity to a strong economy propeller and these two countries have introduced some of the prolific and top-notch football players to the global clubs گرچه در نگاه اول, در برخی فرهنگها به فوتبال ممکن است صرفا به عنوان تفریح و سرگرمی نگریسته شود, ولی در برخی دیگر ار کشورها مانند برزیل و آرژانتین در آمریکای لاتین, به فوتبال به عنوان محرک اقتصادی نگاه میشود و این دو کشور تربیت کننده و معرفی کننده برخی از بهترین و پرکارترین فوتبالیستها به باشگاهها در سطح جهان میباشند And they sign expensive contracts with the European clubs then

و سپس این بازیکنان با قراردادهای گرانقیمت به باشگاههای اروپائی ملحق میشوند Brazil has won five world cup trophies so far برزیل تاکنون سه بار موفق به دریافت جام قهرمانی فوتبال شده است Since its invention, football has been looked at as a competitive game and sporting event از ابتدای اختراع فوتبال تاکنون, به این ورزش به عنوان قهرمانی و پر از رقابت نگریسته شده است The truth is, there is a passion for football all over the world, and even many people are keen to play video game versions of football and even social media is loaded with graphics and news for the fans حقیقت این است که در سطح جهان نوعی عشق و علاقه به فوتبال وجود دارد و حتی بسیاری علاقمند به بازیهای رایانه ای فوتبال هستند.

همچنین, در فضای مجازی هم برای علاقمندان خبرها و تصاویر زیادی درباره این ورزش میتوان یافت Still another reason why football is found everywhere is due to its simplicity in set up and design, since all you need to have is a ball, two posts and a ground, and then a few interested people to engage in the game یکی دیگر از دلایلی که فوتبال در همه جا یافت میشود مربوط به ساده بودن اجرا و طراحی آن است چون تنها چیزهای مورد نیاز برای برپائی بازی یک عدد توپ, دو عدد تیر دروازه و یک زمین میباشد و سپس چند نفر که علاقمند به این بازی هستند In some cases, two or more countries co-host the games to share the burdens equally در برخی موارد دو یا چند کشور با هم بازیها را برگزار میکنند.

بدین ترتیب, آنها بار مسئولیت را بین خود تقسیم میکنند Some countries with rich natural resources in Asia, have attempted to hire some of the best coaches and players money can buy برخی کشورها در آسیا که غنی از منابع طبیعی هستند اقدام به خرید بازیکنان و مربیان گرانقیمت نموده اند Sporting events in countries such as Australia have traditionally been dominated by rugby and cricket, but gradually football has gained popularity there در برخی کشورها از قبیل استرالیا, رویدادهای ورزشی بطور سنتی به سمت کریکت و راگبی بوده اند ولی فوتبال هم به مرور مقبولیت یافته است Football games are also widely covered on TV بازیهای فوتبال همچنین بطور گسترده در تلویزیون بازتاب می یابند.

ادامه نوشته »

داستان کار و زندگی

اگر با همه ما صحبت شود و نظرمان را راجع به کار و زندگی و وقایعی که در این دو زمینه روی داده اند جویا شوند, شاید بتوان کتاب جذابی را به رشته تحریر درآورد که برای خوانندگان و پژوهشگران هم جالب باشد. درواقع در مواردی مانند ادامه تحصیل و مهاجرت از شهرها و روستاهای کوچک به بزرگتر و آنهائیکه به زندگی اجتماعی مربوط میشوند میتوان از موارد زیادی نام برد. شاید برای برخی افراد پاسخگوئی به سوالاتی در زمینه زندگی خیلی خوشایند نباشد ولی برای دیگران عادی تلقی شود. نظر شما در این زمینه چیست؟ آیا تاکنون دست نوشته هائی درباره زندگی خود و میزان تحصیلات و درصد موفقیت در کار و امور اجتماعی تهیه کرده اید؟ شاید بتوان از آنها مقالات و انشاء هائی جذاب برای دیگر شنوندگان و خوانندگان تهیه و تدارک دید.

Everyone’s life story can be really interesting and exciting but it is important to make it short for the readers to add to the excitement as well قصه زندگی هر فردی میتواند جذاب و خواندنی باشد ولی خلاصه کردن آنها هنگام نقل قول کردن برای خوانندگان میتواند بر جذابیت آنها بیفزاید Expressions such as “To make it short” and “The bottom line is that” are being frequently used in such cases when it comes to telling people about some pieces of news or explaining their life stories to them and all of us use them every day too چنین عباراتی که به معنای “مخلص کلام” و “کلام را کوتاه کردن” میباشند در چنین مواردی که گوینده قصد بازگوکردن اخباری را برای مردم دارد میتوانند مفید باشند و همه مانیز روزانه از آنها استفاده میکنیم.

Where did you live before moving to the big city قبل از اینکه به شهر بزرگ نقل مکان کنید در کجا اقامت داشتید؟ Can you tell me about the employment opportunities in other provinces آیا میتوانید به ما نکاتی را درباره امکانات اشتغال در دیگر شهرها در میان بگذارید؟ How did you end up getting employed at that company چگونه در زمینه شغلی سر از کارمندی در آن شرکت در آوردید؟ These and a myriad more phrases are being frequently used by all of us on a daily basis when it comes to making small talks چنین عباراتی و بسیاری دیگر توسط همه ما به هنگام صحبتهای کوتاه روزمره مورد استفاده قرار میگیرند They help us show interest in the topics آنها به ما در ابراز اشتیاق به موضوعات کمک میکنند.

How did you manage to beat the interview and land the job? Well, it’s a long story. But after spending three months as the apprentice and intern in the course, I finally managed to convince the board of management to trust and employ me in the sales department شما چطور از عهده شرکت در آزمون مصاحبه برآمدید تا تصدی آن شغل را بدست آورید؟ راستش قصه آن کمی طولانی است ولی پس از گذراندن دوره کارآموزی به مدت سه ماه, من بالاخره توانستم نظر موافق اعضاء هیات مدیره را بدست آورده و در بخش فروش استخدام شوم Congratulations. You have beaten the odds but ultimately, you made it تبریک. شما در خلاف جهت آب شنا میکردید, ولی بالاخره موفق شدید.

As you know, the phrase “beating the odds” indicates carrying out something which seems like very difficult همانگونه که میدانید, اصطلاح بر خلاف جهت آب شنا کردن کنایه از انجام کاری بنظر دشوار میباشد Then, I finished doing my masters in sales and marketing and I am planning on running my own business and taking out a bank loan for this purpose سپس, من تحصیلاتم را در مقطع فوق لیسانس در رشته فروش و بازاریابی به انجام رساندم و قصد دارم تا کسب و کار خود را راه اندازی نمایم, و برای این منظور از بانک وام دریافت کنم One afternoon, I happened to have some free time and I began looking at the ads in the newspaper یک بعد از ظهر من تصادفا وقت آزاد داشتم و مشغول نگاه کردن به آگهیهای روزنامه شدم.

After I got the green light to work in the company, the firm offered to transfer me to their headquarters as a senior consultant پس از دریافت چراغ سبز از شرکت, به من پیشنهاد شد که به دفتر مرکزی منتقل شوم تا در سمت مشاور ارشد مشغول به کار گردم They even agreed to pay for my rental fees as well آنها همچنین با پرداخت اجاره منزل من هم موافقت کردند If you are a savvy person looking for a job, would you bother making a lot of phone calls to the prospective employers and entrepreneurs to find your idea job in the end چنانچه شما فردی با معلومات و آگاه هستید, آیا ارزشش را دارد تا تعداد زیادی تماس تلفنی با کارفرمایان و صاحبان مشاغل برقرار کنید تا سرانجام شغل رویائی خود را پیدا کنید؟

After finishing the sales training course, I started working in the department store as a clerk پس از اتمام دوره آموزشی فروش, من در فروشگاه زنجیره ای به عنوان فروشنده استخدام شدم I am entitled for paid leave as well به من حق مرخصی با حقوق هم داده شده است When I feel unwell, I call in sick and take the day off from work هنگامیکه احساس ناخوشی میکنم, تماس میگیرم و آنروز به سر کار نمیروم I was very surprised and happy to get the job since the competition was tough and I truly did not expect it من واقعا از دریافت شغل متعجب و بسیار خوشحال بودم چون به دلیل رقابت شدیدی که وجود داشت, تصور استخدام شدن را نداشتم.

ادامه نوشته »

ضرب المثلها و تجربیات اجتماعی

ضرب المثلها را میتوان به عنوان یکی از قدیمیترین و کهنترین و در عین حال به یاد ماندنی ترین مفاهیمی دانست که در گفتگوهای روزانه و امثال و حکایات و در قضایا و قصه های نقل شده برای کودکان و دیگر افراد در جوامع مختلف بشری در تقریبا همه کشورهای جهان مورد استفاده بوده و هستند. شاید پیدا کردن آثار ضرب المثلها در ادبیات ملل به چند صد و شاید چند هزار سال قبل بازگردد و درواقع حکایات و نقل قولهای ادبی را میتوان به عنوان راهی جهت انتقال تجربیات در بین افراد جوامع در نظر گرفت, آنهم به روشی دوستانه و مورد علاقه و اشتیاق شنوندگان. با شنیدن یک خط کوتاه که ظاهرا تنها از چند کلمه تشکیل شده است میتوان به معنا و مفهوم عمیقی اشاره داشت و تجربیات ارزشمندی را از نسلی به نسل دیگر انتقال داد.

Proverbs can be considered jewels in literature among different nations which have remained very popular throughout the history of mankind میتوان ضرب المثلها را به عنوان جواهراتی در زمینه ادبیات ملل مختلف در نظر گرفت که در طول تاریخ همواره از محبوبیت زیادی برخوردار بوده اند They are actually segments which bind us together and using them, you can convey valuable social messages to one another or learn lessons from آنها در واقع قطعاتی هستند که ما را به یکدیگر متصل کرده و با استفاده از آنها, شما میتوانید پیامهای ارزشمند اجتماعی را به دیگران منتقل نموده و یا از طریق آنها درسهائی را بیاموزید You more than probably have already heard a lot of proverbs from your relatives and teachers or friends

شما به احتمال زیاد از طریق بستگان و معلمین و دوستان خود تعداد زیادی از ضرب المثلها را شنیده اید Proverbs have in effect been considered the built-in part of universal literature, and it is very unlikely that you do not come across at least a few of them when reading foreign or local novels and poetry ضرب المثلها را درواقع میتوان به جزئی جدانشدنی از ادبیات جهان تعبیر کرد و بسیار بعید به نظر میرسد که شما در هنگام مطالعه رمان و شعر خارجی و داخلی به چند نمونه از آنها برخورد نداشته باشید They have been indicated as a sure way of passing down folk wisdom and common sense from generation to generation and they can prove to be very effective especially when encountering a dilemma

میتوان ضرب المثلها را به عنوان یکی از روشهای مطمئن انتقال خرد و تجربیات از نسلی به نسل دیگر در نظر گرفت, به ویژه در هنگامیکه به مشکلات و دوراهی برخورد میکنیم بسیار موثر هستند Quoting a proverb when it comes to initiating an argue with someone can help you speak with self-confidence نقل قول کردن ضرب المثل در مواقعی که با فردی به مشاجره مشغول هستید میتواند به شما اعتماد به نفس مضاعف بدهد For example, suppose a friend of yours has moved to another province and you have a phone conversation with each other and before saying good-bye, you say “Absence makes the heart grow fonder” which means you are interested in meeting your friend because you are missing him / her

به عنوان مثال تصور کنید که یکی از دوستان شما به استان دیگری رفته است و در حین صحبت تلفنی شما به وی میگوئید که ندیدن افراد برای مدت زیاد منجر به دلتنگی میگردد و اینکه شما علاقمند به دیدار دوست خود هستید که دلتان برایش تنگ شده است It is generally the case that proverbs are memorable and rather difficult to forget میتوان اینگونه بیان کرد که ضرب المثلها به یاد ماندنی بوده و فراموش کردن آنها تقریبا دشوار است On the other hand, when you state “Out of sight, out of mind” you are in fact reminding others that being far from from each other for a while might damage your friendship and relationship – Proverbs are generally short and concise and in some, metaphors, repetition and rhymes are used

از طرف دیگر, در مواقعی که از دیگران برای مدت نسبتا طولانی دور بوده ایم و این دوری ممکن است به رابطه مان آسیب برساند میتوان از ضرب المثل از دل برود برود هر آنکه از دیده برفت استفاده کرد – ضرب المثلها عموما کوتاه هستند و در برخی از استعاره, تکرار کلمات و همچنین وزن و قافیه استفاده میشود If you are confronting a situation which tends to get worse, you can opt for using this proverb “Out of the frying pan and into the fire” which clearly sheds light on the dire situation you are dealing with چنانچه شما با موقعیتی مواجه هستید که این امکان وجود دارد تا بغرنج تر گردد, میتوانید از ضرب المثل “از چاله درآمدیم و به چاه افتادیم” استفاده کنیم که حاکی از مواجهه با موقعیت دشواری است که با آن دست و پنجه نرم میکنید.

Although some proverbs are country specific, the majority of them are shared with people internationally and with some minor differences, the same concepts are shared and felt among cultures all over the world گرچه برخی از ضرب المثلها محدود به بعضی کشورها هستند, ولی بیشتر آنها از لحاظ فرهنگی در بین ملل مختلف مورد اشتراک میباشند و تنها با برخی تغییرات جزئی در همه جهان وجود داشته و احساس میشوند When you hear this proverb “Don’t judge a book by its cover” you can infer that appearance can be deceiving sometimes هنگامیکه مراد این است تا دریابیم که ظاهر چیزی ممکن است فریبنده باشد میتوان از ضرب المثل قضاوت نکردن یک کتاب تنها از روی ظاهر آن استفاده کرد.

ادامه نوشته »

اجازه دادن رسمی و غیر رسمی

در خیلی از عباراتی که همه ما در گفتگوهای روزمره از آنها استفاده میکنیم, کلماتی مانند اجازه دادن و اجازه گرفتن زیاد دیده و شنیده میشوند و خیلی وقتها این کاربردها در موارد مودبانه مانند انجام کارهائی از قبیل بازکردن درب و پنجره و پرسش سوال درباره آدرسها استفاده میگردد. شاید شما هم در جملاتی که همه روزه آنها را به زبان می آورید از چنین اصطلاحاتی بسیار استفاده کنید و حتی متوجه آنها هم نباشید و شاید کمی برایتان دشوار باشد تا میزان شباهت و تفاوت بین مترادفها و متضادها را در مقوله اجازه دادن و اجاره گرفتن بیان نمائید. مثلا چه تفاوتهائی بین آیا ممکن است و لطفا این کار را انجام دهید وجود دارند؟ آیا تفاوت در لحن و گفتار صرفه به مقاله نویسی مربوط میشود یا در صحبتهای روزمره نیز نقش دارند؟

In your opinion, is there a difference between the three words of Let, Allow and Permit به عقیده شما آیا تفاوتی بین این سه کلمه که همگی به معنای اجازه دادن میباشند وجود دارد؟ Is it easy to tell whether or not they can be used in formal and informal occasions and speech آیا مشخص نمودن تفاوت بین آنها در سخن و مواقع رسمی و غیر رسمی آسان است؟ From a grammatical aspect, they are called causative از نقطه نظر گرامری, اینها به عنوان وجه سببی شناخته میشوند Since they explain how an individual or thing causes something to happen چون در واقع مشخص کننده این مطلب هستند که شخصی یا چیزی موجب بروز و رخ دادن چیزی میباشد For instance, “He let me use his car to drive to work” the other day

به عنوان نمونه, چند روز قبل او به من اجازه داد تا از خودروی وی برای رفتن به سر کار استفاده کنم Here, the owner of the car has caused someone else to do the action which was taking the car to work در این مثال, مالک خودرو موجب شده است تا فرد دیگری از خودروی وی برای رفتن به سر کار استفاده نماید Today, we are going to cover three causative verbs of “Let”, “Allow”, and “Permit” which all refer to the concept of permission امروز به اتفاق هم نگاهی می اندازیم به سه فعل وجه سببی که همگی در ارتباط با اجازه دادن میباشند In effect, they are synonyms and are meant to give someone permission to do something or make it easy for someone to perform an action or have something

در حقیقت, آنها مترادف بوده و به معنی دادن اجازه به فردی برای انجام کاری و یا تسهیل در انجام کاری برای فردی و یا داشتن چیزی میباشد Let’s begin with the first verb which is “Let” that nearly all of us are already familiar with and is pretty informal بیائید با فعل اجازه دادن “Let” شروع کنیم که تقریبا همه ما با آن آشنائی داشته و غیر رسمی محسوب میگردد The company let the entire staff go on a vacation شرکت به تمام کارکنان اجازه داد تا به مسافرت بروند Let the vegetables saute for about a quarter of an hour اجازه دهید تا سبزیجات به مدت یکربع تفت داده شوند The new operating system lets users to perform more in less time سیستم عامل جدید به کاربران اجازه انجام کار بیشتر در زمان کمتر را میدهد.

Second, we come to the verb “Allow” which is clearly more formal than “Let” and in addition to being used in everyday situations, it widely appears on traffic signs and building maps and street directions and notes در مرحله دوم به سراغ فعل اجازه دادن “Allow” میرویم که همانگونه که مشخص است از “Let” رسمی تر بوده و نه تنها در مناسبات روزمره, بلکه در تابلوها و اعلانات و علائم ترافیکی و راهنمائی و رانندگی و خیابانها و نقشه های ساختمانها مشاهده میگردد No unauthorized staff are allowed to enter the workshop افرادی که مجاز نیستند نمیتوانند وارد کارگاه شوند The restaurant laws do not allow smoking indoors قوانین رستوران اجازه سیگار کشیدن در داخل را نمیدهد.

As you can see from the example, the verb “Allow” can be used in negative contexts, where something is warned or that someone is not supposed to do something همانگونه که در مثال مشاهده میکنید, از فعل اجازه دادن “Allow” میتوان در مفاهیم منفی و هشدار دادن که فردی اجازه انجام کاری را ندارد استفاده کرد Also another point is that in here, “Allow” has been used in the passive form همچنین, نکته دیگر این است که در اینجا فعل “Allow” در حالت مجهول مورد استفاده قرار گرفته است Finally, we come to “Permit” which is the most formal of all three verbs mentioned in this article سرانجام به سراغ فعل “Permit” مجوز دادن میرسیم که درواقع بین هر سه فعل ذکر شده در این مقاله, از همه رسمی تر است.

Some parents would not permit their children to stay out until late برخی از والدین این اجازه را به فرزندان خود نمیدهند تا دیر وقت بیرون بمانند Tourists are not permitted to take pictures in this museum جهانگردان این اجازه را ندارند تا در این موزه عکسبرداری کنند So, just like “Allow”, the verb “Permit” too can be used in both active and passive forms بنابراین مانند فعل “Allow” فعل “Permit” نیز میتواند هم در حالت معلوم و هم به صورت مجهول مورد استفاده قرار گیرد Finally, to wrap up, we would like to thank you for letting us point out a few tips on these three verbs در انتهای بحث و به منظور جمع آوری و خاتمه جلسه, میخواهیم تا از شما بخاطر اجازه دادن به ما در ذکر چند نکته در باره این سه فعل تشکر کنیم.

ادامه نوشته »

نامه نگاری اداری و توضیح مشکلات

یکی از موارد مهم در نامه نگاریهای اداری, بحث ایراد نقطه نظرات و پیشنهادات و شکایات میباشد و تقریبا شاید برای همه ما پیش آمده باشد که لااقل برای یکبار یا ادارات و مراکز خرید و فروشگاهها تماس گرفته و درباره کالاها و خدماتی که خریده و سفارش داده ایم با مسئولین آن ادارات به صحبت نشسته باشیم. مثلا تصور کنید که شما از طریق آنلاین کالاهائی را سفارش داده اید ولی پس از دریافت آنها, متوجه تغییرات و یا عدم تطابق با محصولات و خدمات سفارش داده شده شوید, در چنین مواقعی میتوان با نامه نگاری میزان رضایت و یا عدم رضایت خود را ابراز داشت و معمولا مدیریت فروشگاهها با مشتریان تماس گرفته و سعی در برطرف نمودن ایراد و اشکال می نمایند, لطفا در این بخش و در مرور این نکات با ما همراه شوید.

So it’s important to know how to make a complaint against something or services using proper letter writing بنابراین مهم است تا با قوانین نامه نگاری صحیح در مواقع شکایت و نارضایتی درباره چیزی و یا خدمات آشنا بود Just suppose you are being invited to a formal event, in which you need to put on your finest clothes and so, you take your suit to the dry cleaners, pay the fee and then when you return a few days later to receive your cleaned and ironed outfit, you will find some changes in color as well as some stains تصور کنید که شما به یک ضیافت مهم دعوا میشوید و قصد دارید تا یکی از بهترین البسه خود را بپوشید, بنابراین کت و شلوار خود را برای شستشو و اتوکشی به خشکشوئی میبرید.

پس از پرداخت مبلغ و مراجعت بعد از چند روز جهت دریافت پوشاک خود, با تغییر رنگ و چند لکه بر روی جامه خود مواجه میشوید If you try to have a word with the clerk and work out the issue, that is fine, but you may also compose an official letter and explain the issue to the manager یکی از راههای مناسب, صحبت با متصدی مغازه میباشد تا این مساله را برطرف نمود, و راه دیگر نوشتن یک نامه رسمی به مدیریت آنجا و توضیح کامل این مطلب میباشد Such letters normally should contain and address three issues, explanation of the current matter, expressing how you feel about the caused situation and finally, asking for the appropriate action and each of these three phrases can be equally significant

چنین نامه هائی معمولا سه قسمت را مورد توجه و خطاب قرار میدهند: توصیف کامل مشکلی که رخ داده است, بیان احساس و نظر شما درباره آن و در آخر انتظار شما در زمینه رفع مشکل و انجام یک کار و هر سه اسن موارد به یک اندازه مهم میباشند In the beginning, it is important to use a sort of polite and direct tone when speaking or writing about an issue در آغاز, مهم است تا با استفاده از لحن مودبانه و غیر مستقیم به مشکل مورد نظر پرداخت Hello, I think you may have forgotten to include ketchup with the pizza we have just ordered با سلام, تصور میکنم که شما ممکن است فراموش کرده باشید تا به همراه پیتزا سفارش داده شده سس کچاپ ارسال کنید.

These statements can be considered the opening lines in writing and when talking about minor issues این عبارات ابتدائی را میتوان برای اشاره به مشکلات جزئی در هنگام نگارش و صحبت کردن استفاده کرد Hello, I have just noticed some damage to my suit after picking it up this morning با سلام, امروز صبح پس از دریافت کت و شلوار خود, متوجه مقداری آسیب به لباسم شدم Sorry to bother you but I believe our hotel room is a little bit cold and that the refrigerator is making a lot of noise ببخشید که تماس میگیرم ولی به نظر من اتاق هتل ما کمی سرد است و همچنین یخچال اتاق ما مقداری سر و صدا میکند Do you think you could send someone up to check it میشه لطفا فردی را برای کنترل کردن بفرستید؟

As mentioned above, the next phase is to express how you feel about the issue and whether or not it still exists or has been removed already همانگونه که در بالا عرض شد, گام بعدی این است تا به بیان نظر و احساس خود درباره مشکل پیش آمده بپردازید و اینکه آیا هنوز مورد حل نشده است یا اینکه قبلا مرتفع شده I am sorry to announce that despite my previous sending of the letter and follow-up, the problem with my car has not been resolved and it is unacceptable that your staff are not responsive and helpful either متاسفم که بیان کنم علیرغم نامه قبلی و پیگیریهای من, هنوز مشکل خودروی من برطرف نشده و کارکنان شما هم پاسخگو نبوده و کمکی هم ارائه ننموده اند.

The third and final stage is asking for an action after bringing up a problem or question مرحله سوم و نهائی درخواست انجام کار میباشد در ارتباط با سوال و مشکل مطروحه Depending on the listener or reader of your comments, it is important to choose the appropriate tone for the words and phrases used بسته به شنونده و خواننده نکات, مهم است تا لحن مناسبی را برای انتخاب کلمات و عبارات مورد استفاده قرار داد I was wondering whether it is possible to compensate me for the losses incurred میخواستم بدانم که آیا این امکان وجود دارد تا زیانهای بوجود آمده را جبران نمائید Is there any chance you could offer me refund آیا این امکان وجود دارد تا مبالغ پرداختی من را مسترد و بازگردانید؟

ادامه نوشته »

بنابراین و از این رو یا بطوریکه

شاید استفاده از چنین کلماتی در سخن همه ما امری عادی تلقی گردد و حتی دیگر به نحوه استفاده و چینش عبارات در کنار همدیگر چندان دقت و توجه نکنیم ولی هنگامیکه سخن از کلام صحیح به میان می آید مهم است تا با ریزترین نکات هم آشنا گردیم چون سخنوران و نویسندگان چیره دست افرادی هستند که به همین نکات به ظاهر پیش پا افتاده توجه کافی و وافی را دارند. بعضی وقتها توضیح درمورد استفاده از کلماتی که مترادف یکدیگر هستند حتی میتواند دشوار بنظر برسد چون شما شاید نتوانید بطور قانع کننده ای توضیح دهید که مثلا چرا استفاده از یک مترادف و یا متضاد در جملات خود در گویش و نوشتار بر دیگر عبارات برتری دارند و احتمالا پاسخ دادن به سوالاتی که از شما درباره نحوه چینش کلمات پرسیده میشود سخت بنظر برسد.

Although you may have been using these two expressions a lot, you may find it rather difficult to tell the difference between “So” and “So that” but why is it like that گرچه شما ممکن است که تابحال از این دو عبارت بسیار استفاده نموده اید, ولی شاید برایتان کمی دشوار بنظر برسد تا تفاوتهای بین دو عبارت “بطوریکه” را توضیح دهید ولی چرا اینگونه است؟ All of us use the term “So” every day but may not yet have thought about its origin and true application همه ما بطور روزانه از کلمه “بنابراین” استفاده میکنیم ولی ممکن است کاملا با منشا و کاربرد آن آشنا نباشیم Did you know that you can use “So” as an adverb, pronoun or conjunction آیا میدانستید میتوان از “So” به عنوان اسم, قید و حرف ربط استفاده کرد؟

Let’s begin with the first use of the term “So” as a coordinating conjunction which joins two or more sentences or words and in this case it can be understood meaning “Therefore” or for that specific reason بیائید در ابتدا با کاربرد نخستین کلمه “بنابراین” “So” آشنا گردیم که به عنوان حرف ربط همپایه جهت اتصال دو و یا چند عبارت و کلمه مورد استفاده قرار میگیرد و در چنین مواردی معنا و مفهوم “بدین جهت” و “بخاطر این مورد” مورد استنباط قرار میگیرد Usually in such cases, it appears between two complete sentences and defines the latter one as a result of the first one معمولا در چنین مواقعی, “So” در بین دو جمله کامل قرار گرفته و توضیح میدهد که عبارت دومی نتیجه جمله نخستین میباشد.

It was really cold inside, so I decided to close the window هوای داخل بسیار سرد بود, بنابراین من تصمیم گرفتم تا پنجره را ببندم As you can observe here, the first sentence explains the situation whereas the second one provides tips on the action which has been done همانگونه که در اینجا ملاحظه میکنید, جمله نخستین یک موقعیت را توصیف میکند درحالیکه عبارت دوم درباره کاری که انجام پذیرفته توضیحاتی ارائه میدهد When you encounter “So that” in sentences or in writing, you can expect the meaning “In order to” is intended by the writer هنگامیکه شما در یک متن با عبارت بطوریکه “So that” برخورد میکنید, میتوانید این برداشت را داشته باشید که منظور نویسنده “In order to” یا “به این منظور که” بوده است.

Generally speaking, “So that” is used to begin an adverb clause, that shows relationship between two actions through connecting a complete sentence to an incomplete one بطور کلی, عبارت “So that” یا “بطوریکه” درمواقعی مورد استفاده قرار میگیرد تا ربط دهنده دو عمل باشد یا شروع کننده جمله واره قیدی از طریق ارتباط بین دو جمله کامل و ناقص Please look at the following example, in which “So that” explains why something has been done or is to be carried out لطفا به جمله زیر نگاهی بیندازید که در آن “So that” توضیح دهنده دلیل انجام کاری است که انجام پذیرفته و یا صورت خواهد پذیرفت You need to exercise more, so that you lower your blood pressure – The second part shows the purpose of the first one

شما بایستی بیشتر ورزش کنید تا فشار خون خود را کاهش دهید – قسمت دوم درواقع توضیح دهنده هدف بخش نخست است Please note that many times, especially in speech, the “That” part after the word “So” can be omitted since it is optional لطفا توجه کنید که در بسیاری از موارد, بخصوص در هنگام صحبت کردن میتوان از قسمت “That” پس از کلمه “So” به دلیل اختیاری بودن اجتناب کرد Finally, we come to the final usage of the word “So” here which refers to the level or degree intended by the speaker and understood by the listener سرانجام در این بخش به سراغ آخرین کاربرد کلمه “So” میرسیم که از آن تعبیر به میزان و مقدار مورد نظر گوینده و درک و استنباط شده توسط شنونده میباشد.

The noise at the workshop was so loud that we needed to wear ear-protecting equipment میزان سر و صدا در کارگاه به حدی بود که ما مجبور به استفاده از تجهیزات محافظت از گوش و شنوائی شدیم The bottom line here is that the reason why we used the equipment was due to the high noise level already explained در اینجا, مخلص کلام و خلاصه بحث این است که دلیل استفاده از تجهیزاتی که اشاره شده است, میزان بالای صدا میباشد So, in such cases when you are putting an adverb or adjective in the complement clause, you can use “So” easily بنابراین در چنین مواردی که در جمله واره های متمم که با استفاده از قید / صفت ساخته میشوند, میتوان به راحتی از کلمه بنابراین “So” استفاده نمود.

ادامه نوشته »

اشاره به چهار قید پرکاربرد

همانگونه که مطلع هستید, قیدها از اهمیت زیادی برخوردار هستند چون به واسطه استفاده از آنها میتوانیم نحوه گویش و نوشتار خود را تغییر داده و همچنین لحن ادای کلمات و عبارات را میتوان بطور کلی یا جزئی تغییر داد. مثلا هنگامیکه شما درحال راه رفتن هستید و سریعتر گام برمیدارید, با استفاده از قید به سرعت میتوانید به شنونده مفهوم سریعتر رفتن را منتقل کنید. چنانچه به کتابهای داستان و رمانها دقت کنید و اهل مطالعه آنها هستید, درمیابید که نویسندگان و مولفین از قیدها بسیار در آثار ادبی و هنری و در نظم و نثر خود فراوان استفاده میکنند. در این میان برخی قیدها که درواقع توصیف کننده فعل در جملات هستند کاربردی تر از دیگران شده اند و مفید است تا با آنها آشنا شده و بیشتر از آنها در جملات استفاده کرد.

There are four adverbs which are being broadly used in speech and writing letters چهار قید هستند که به کرات در صحبت و نگارش نامه مورد استفاده قرار میگیرند They are “Just”, “Already”, “Still” and “Yet” but believe it or not, sometimes making a difference between their meaning can be a bit difficult آنها عبارتند از قیدهای فقط, قبلا, هنوز, تازه ولی نکته این است که برخی اوقات فرق گذاردن بین آنها ممکن است کمی دشوار بنظر برسد It seems that for fluent communication, it is essential to have a clear idea of them since they all relate to some phases in time از آنجائیکه هر چهار قید ذکر شده به مقاطع زمانی مربوط میشوند, مهم است تا درک صحیحی از آنها داشت برای کمک به داشتن و انجام محاوره روان و سلیس.

Many learners mistake “Just” and “Already” as having the same meaning and application in sentences, and the same goes with the other two adverbs of “Still” and “Yet” and it seems there is lack of clarity about them بسیاری از فراگیران در استفاده از قیدهای فقط و قبلا دچار اشتباه شده و معنای آنها را یکسان در نظر میگیرند, همچنین این مطلب درمورد قیدهای هنوز و تازه هم صدق میکند Hello Ahmad, I have heard you are going to buy a new car سلام احمد, شنیده ام که قصد خرید خودروی نو را دارید Well, I have already purchased my new car and it is parked in the garage راستش من قبلا خودروی نو خود را خریداری کرده و الان هم در پارکینگ است Please pay attention to the timing here لطفا به زمانبندی در اینجا دقت کنید.

I am still working on this report من هنوز مشغول کار بر روی این گزارش هستم I have not watched that movie yet من هنوز آن فیلم را تماشا نکرده ام Can you tell the minor differences between the adverbs mentioned above آیا میتوانید تفاوتهای جزئی اشاره شده در بین قیدهای بالا را نام ببرید؟ Let’s begin with the adverb “Just” which has also been used in one of the examples above بیائید از قید فقط “Just” شروع کنیم که در یکی از مثالهای بالا از آن استفاده شد It refers to something which has happened or started a short time ago and very recently آن به اتفاق و رویداد و چیزی اشاره میکند که اخیرا و در فاصله بسیار کوتاهی از حال روی داده است I have just finished that report من تازه آن گزارش را به اتمام رسانده ام.

Already is another adverb being discussed here which refers to an action which has happened before another one or sooner than expected از قید قبلا “Already” در مواقعی استفاده میشود که کاری قبل از دیگری و یا زودتر از انتظار روی داده باشد Let’s go to the box office to get our tickets بیائید به گیشه برویم تا بلیطهای خود را دریافت کنیم Don’t worry. I have already obtained them نگران نباش, من قبلا آنها را دریافت کرده ام Still is the third adverb we are referring to in this article and it is used when talking about an event which is not yet finished, although in the speech or writing, we might have expected it to have already been accomplished. Please pay attention to the following example to learn more

در این مقاله, ما با سومین قید مواجه هستیم که هنوز “Still” میباشد و از آن در هنگامی استفاده میشود که به کاری اشاره داریم که هنوز به اتمام نرسیده است, گرچه در نوشتار و سخن ممکن است این انتظار را داشته ایم که آن قبلا به انجام رسیده باشد. لطفا به مثال زیر برای روشن شدن مطلب توجه کنید Let’s go to the movie theater بیائید با هم به سینما برویم But I am still wearing my clothes اما من هنوز مشغول پوشیدن لباسهای خود هستم Here, the other person expects the first individual to be already ready to leave در اینجا, گوینده از شخص اول این انتظار را داشته است تا قبلا حاضر شده باشد Finally we are going to mention a few points about the adverb “Yet” which is also used a lot

و بالاخره به قید هنوز “Yet” میرسیم که از آن هم بسیار استفاده میشود When this adverb is used, the speaker means that an action is expected to be done soon and that has happened already هنگامیکه این قید استفاده میشود, منظور گوینده این است که کاری قریب الوقوع است که انجام بشود و هنوز اتفاق نیفتاده است Have you eaten anything yet آیا هنوز چیزی خورده اید؟ Actually, no. I have not ordered anything yet راستش نه. من هنوز چیزی سفارش نداده ام This adverb is used a lot in negative statements as well as questions از این قید در سوالات و عبارات منفی بسیار استفاده میشود It is also possible to use “Still” in negative sentences but having a sort of contrary expectation

همچنین ممکن است تا از قید هنوز “Still” در جملات منفی استفاده کرد درحالیکه انتظار متفاوتی مورد نظر بوده است For example, he still has not graduated from college به عنوان نمونه, او هنوز از دانشکده فارغ التحصیل نشده است It seems the speaker expected that the person referred to should have already graduated from college but apparently he still is studying در اینجا اینطور بنظر میرسد که منظور گوینده این بوده است که از فرد مورد خطاب این انتظار میرفته است که تا حالا فارغ التحصیل شده باشد ولی وی هنوز مشغول تحصیل است.

ادامه نوشته »

مثالهائی درباره ترجیحات و تعارفات

شاید قسمت زیادی از کلماتی که ما همه روزه در سخنان و یا حتی نوشتار غیر رسمی و دوستانه خود استفاده میکنیم مربوط به تعارفات و احوالپرسی و یا بیان ترجیحات خود در مناسبات مختلف اجتماعی باشند. به عنوان مثال هنگامیکه به اتفاق چند تن از دوستان خود به یک میهمانی دعوت میشوید و یا با آنها به یک رستوران و غذاخوری میروید, استفاده از چنین عباراتی که منتقل کننده احساسات درباره تعارفات و مودب بودن و رعایت موارد اخلاقی و احترام به دیگران میباشند افزایش یابد. تقریبا برای همه ما پیش آمده است که از میهمانانی که به منزل ما آمده اند درباره میل آنها به غذا و نوشیدنی سوال پرسیده باشیم و یا خود در چنین مواقعی بوده و به سوالات طرح شده توسط میزبان با رعایت احترام و دوستانه پاسخ داده باشیم.

Imagine that you are at a restaurant and would like to order your food but are not sure what تصور کنید که در یک رستوران هستید و قصد دارید تا غذای خود را سفارش دهید ولی هنوز در این باره مطمئن نیستید The server walks over to your table and asks you about your preference, using such expressions as “Would you like to order or you need some more time” and these phrases as you know are very common in eating places گارسون به کنار میز شما آمده و از شما درباره ترجیح غذائیتان با چنین عباراتی سوال میپرسد “آیا تمایل به سفارش غذا دارید یا به زمان بیشتری نیاز دارید” و همانگونه که میدانید, چنین عباراتی در غذاخوریها بسیار مورد استفاده قرار میگیرند.

I prefer rice to hamburger من برنج را به همبرگر ترجیح میدهم This can be the answer to this sample question asked by the restaurant staff “Do you prefer rice or hamburger” and this is also a very common type of query این میتواند در جواب چنین سوالی مطرح شده توسط کارکنان رستوران باشد “آیا شما برنج را ترجیح میدهید یا همبرگر را” و معمولا این پرسشها بسیار رایج هستند In fact, all of use use a lot of such statements every day
when it comes to expressing our opinions or preferences about making choices and they help us continue talks درحقیقت, همه ما بسیار از چنین عباراتی بطور روزانه استفاده میکنیم تا در هنگام انتخاب کردن به بیان ترجیحات و نظرات خود بپردازیم و آنها به ما در ادامه صحبت کمک میکنند.

To begin with, let’s take a look at some general preference in sentences در ابتدای کار, بیائید به ترجیحات عمومی در جملات بپردازیم In many such statements, we use the verb “Prefer” to express our likes towards something as a whole which is not tied to any specific time or place. In fact, we state that we like something overall, for example when discussing food choices at a restaurant or coffee shop در بسیاری از چنین عباراتی از فعل ترجیح دادن “Prefer” استفاده میکنیم تا علاقه کلی خود را به چیزی نشان دهیم, معمولا این عبارات به زمان و مکان خاصی محدود نمیشوند, به عنوان مثال هنگامیکه در یک رستوران یا قهوه خانه درباره انتخاب غذا صحبت میکنیم.

In response to questions which are asked using “Prefer” we can use the prepositions “To” or “Over” to continue the talks در پاسخ به سوالاتی که با استفاده از کلمه ترجیح “Prefer” پرسیده میشوند معمولا از حروف اضافه “To” و “Over” برای ادامه صحبت استفاده میشود Do you prefer coffee or tea? I prefer tea to / over coffee آیا شما چای میل دارید یا قهوه؟ من چای میل دارم In addition to putting a noun after the verb “Prefer”, we can also make use of gerunds, which are the base forms of the verbs combined with “ing” that is also very common در کنار استفاده از اسامی بعد از فعل ترجیح دادن “Prefer” همچنین میتوانیم از اسم مصدر یا همان حالت افعال با استفاده از “ing” بهره ببریم که بسیار هم شایع میباشد.

Do you prefer having pizza or sandwich this evening آیا شما ترجیح میدهید که امشب پیتزا سفارش دهید یا ساندویچ؟ It is possible to find using “Prefer” rather formal in some parts of the world ممکن است در برخی نقاط دنیا استفاده از کلمه ترجیح دادن “Prefer” کمی رسمی محسوب گردد In these cases, it is fine to use “Like Better” instead در چنین مواردی میتوان از عبارت جایگزین بهتر دوست داشتن “Like Better” استفاده کرد I like sandwich better من ساندویچ را بیشتر دوست دارم The phrase “Would Rather” is also very common in speech and you can combine it using a contraction as well عبارت مرسوم “Would Rather” یا ترجیح دادن را میتوان به همراه گونه اختصاری آن در گفتار استفاده کرد.

Would you rather buy a weekend house or an apartment آیا شما ترجیح میدهید تا یک منزل ییلاقی و ویلائی خریداری کنید یا یک آپارتمانI’d rather stay home and watch the soap opera on TV من ترجیح میدهم تا در منزل مانده و به تماشای سریال تلویزیونی بپردازم Still there is another way of expressing preferences in questions and answers and “Would Prefer” is the one راه دیگری هم برای بیان ترجیحات در سوالات و جوابها وجود دارد و آن استفاده از “Would Prefer” میباشد Would you prefer to take a taxi or take the bus آیا شما ترجیح میدهید تا تاکسی بگیرید یا سوار اتوبوس شوید I would prefer to use public transportation من ترجیح میدهم تا از حمل و نقل عمومی استفاده کنم.

ادامه نوشته »

تغییر برخی باورهای گرامری قدیمی

شاید باورکردن این مطلب کمی دشوار بنظر برسد ولی با دقت در برخی متون و مخصوصا در بعضی فیلمها در می یابیم که برخی قواعد گرامری ممکن است آنقدرها هم به اصطلاح سفت و سخت نباشند و میتوان آنها را تغییر داد. البته این بدین معنا نیست که هر فردی میتواند اقدام به گزینش و یا ایجاد کردن نحوه جدیدی از صحبتهای روزانه و عامیانه نماید ولی همانگونه که عرض شد میتوان تغییرات کوچکی در مکان و جایگاه برخی آیتمها نظیر قسمتهای افعال و مصدرها و همچنین نحوه گزینش و قرارگیری حروف ربط در عبارات و جمله ها انجام داد. احتمالا پس از خواندن سریع و مختصر این نکات شما هم علاقمند شده اید تا در بحث امروز با ما همراه شده و از روشها و تکنیکهائی که در این مقال به آنها اشاره میشوند بطور آزمایشی استفاده کنید.

Some rules might change when speaking with others in an informal way but it is advised not to do so when writing a piece formally برخی قوانین در هنگام صحبت با دیگران ممکن است کمی تغییر کنند, مخصوصا در موارد دوستانه و غیر رسمی ولی توصیه شده از چنین تغییراتی در هنگام نگارش متون رسمی پرهیز کرد If you have a glance at some world-renowned dictionaries like Oxford or encyclopedias, you will find hundreds of new entries and word data which might have been recently added to those sources چنانچه نگاهی اجمالی به لغتنامه ها و دائره المعارفهای معروف بین المللی از قبیل آکسفورد بیندازید, درخواهید یافت که ممکن است صدها لغت و ورودیهای جدید اخیرا به آنها قبل اضافه شده اند.

This shows that new words and phrases are constantly being coined and so do some structures این نشاندهنده این مطلب است که کلمات و عبارات جدیدی همواره ساخته شده و همچنین برخی ساختارها نیز در حال تغییر هستند For instance, since long time ago, we have been told not to split the infinitives in the sentences we make به عنوان نمونه, از مدتها قبل به ما گفته شده است که از جداسازی قسمتهای مصدر اجتناب کنیم But even a lot of authentic dictionaries these days say it is okay to split infinitives sometimes, especially in speech and informal occasions ولی امروزه خیلی از لغتنامه های معتبر هم به ما اعلام میکنند که میتوان به جداسازی مصدر در مواقعی همچون گفتگوهای دوستانه و غیر رسمی اقدام نمود.

Many learners have been taught that it is wrong to split an infinitive به بسیاری از فراگیران آموزش داده شده است تا از جداسازی مصدر اجتناب کنند But as stated above, there is no general rule of thumb for this rule these days اما همانگونه که در بالا عرض شد, امروزه قواعد و قوانین به اصطلاح کلی و سر انگشتی برای این موضوع وجود ندارد As you know, infinitives are called the unchanged forms of verbs recognized with a “To” at the beginning همانگونه که میدانید, مصدرها فرم و گونه کلی افعال هستند و با استفاده از “To” در ابتدای آنها شناخته میشوند Such as To Go مانند رفتن It is possible to split an infinitive using an adverb in the middle میتوان با استفاده از قید در وسط, مصدر را جدا کرد.

Here is an example در اینجا به مثالی اشاره میشود He began to quickly make scrambled eggs او به سرعت شروع به تهیه نیمرو کرد In this sample sentence, the infinitive “To Make” has been separated using the adverb “Quickly” and it sounds very natural and widely used in speech در این عبارت نمونه, مصدر “To Make” با استفاده از قید “Quickly” جدا شده است و این الگو در گفتار بسیار طبیعی و پرکاربرد بنظر میرسد Based on recent findings, such new patterns can be traced back to Latin rules in writing and speech براساس برخی یافته های جدید, بنظر میرسد منشا چنین الگوهای جدید نگارش و گفتاری را میتوان به متون لاتین مربوط دانست.

So, unless you have to use the traditional infinitive type, you can split the infinitive using an adverb بنابراین, چنانچه اجباری در بکارگیری استفاده از مصدر به صورت سنتی نمیباشد, میتوانید با استفاده از یک قید آنرا جدا کنید The second old myth is never begin a sentence with a conjunction داستان و افسانه قدیمی دیگر این است که هرگز جمله ای را با استفاده از حروف ربط آغاز نکرد Again there are so many cases which dismiss this claim باز میتوان به موارد بسیاری برخورد که این نظریه را رد میکنند The words such as “And” , “But” and “Or” are what known as coordinating conjunctions کلماتی مانند “And” و “But” و “Or” به معنای و – اما – آیا به عنوان حروف ربط هماهنگ کننده یا همپایه نامیده میشوند.

I bought a digital camera online. And it proved to be very good من یک دوربین از طریق آنلاین خریداری کردم. و در عمل کالای بسیاری خوبی از آب درآمد As you can see, these two sentences mean very well and the second one has started using the conjunction And همانگونه که مشاهده میکنید, این دو جمله با معنا و صحیح هستند و عبارت دوم با استفاده از حرف ربط “And” ساخته شده است The second sentence is also correct since it has a subject and a predicate whereas “And proved to be very good” is incorrect جمله دوم چون از فاعل و گزاره تشکیل شده است کاملا صحیح میباشد درحالیکه این عبارت “And proved to be good” ناقص و اشتباه میباشد.

ادامه نوشته »

قواعد استفاده از اختصار نویسی

تقریبا همه ما هم در گفتار و هم در نوشتار و حتی در موقع مطالعه کتب و مجلات بارها به مقوله خلاصه نویسی برخورد کرده ایم و با این روش بسیار پرکاربرد آشنا هستیم. دلایل زیادی وجود دارند که نویسندگان و گویندگان تصمیم میگیرند تا قسمتهائی از جملات مثلا آنهائی که به فعل و یا ترکیب فعل و صفت مربوط میشوند را بطور خلاصه نویسی انجام دهند. شاید چون این روش و تکنیک ادبی و انشائی آنقدر مرسوم شده است که ما کمتر حتی به آن فکر میکنیم و به راحتی از کنار چنین نوشته هائی عبور میکنیم ولی مهم است تا در زمینه گرامری با این تکنیک آشنائی داشته باشیم. شاید به دلیل کمبود جا در فضاهائی مانند صفحات مجازی و پروفایلهای کاربران در تلفنهای هوشمند, استفاده از خلاصه نویسی در چنین مواردی مرسوم تر باشند.

All of us make use of contractions in our everyday lives, when speaking with others or when it comes to writing a piece or a letter even without being aware of doing this همه ما بطور روزمره از اختصارات در صحبت و نامه نگاری استفاده میکنیم و خیلی وقتها به این مساله واقف هم نیستیم We shorten a lot of words and phrases for the convenience or saving time or both of them or maybe since there is limited space on our cell phones screens to input all letters of the alphabet when composing a message ما اقدام به کوچک کردن تعداد زیادی از عبارات و کلمات می نمائیم, خواه به دلیل راحتی و سهولت و یا بخاطر صرفه جوئی در وقت و زمان و شاید هم برای محدود بودن فضا در صفحه تلفن همراه هنگام نوشتن مطالب.

One of the most common ways of making contractions is through joining words via using a mark known as apostrophe یکی از مرسوم ترین روشهای ساختن اختصارات ادغام کردن کلمات با استفاده از نشانه ای بنام آپاستروف است This mark clearly shows the reader of the contents just where some omissions and joining have taken place این نشانه به روشی شفاف به خواننده مطالب نشان میدهد که در کجا حذف و ادغام صورت پذیرفته است For instance, when you look at the combination of the words “Is” and “Not” in the word “Isn’t” you can see that they have merged with each other and there is a word or letter missing between these two words and the apostrophe clearly indicates this matter

به عنوان نمونه, هنگامیکه به نحوه ترکیب کلمات “Is” و “Not” دقت میکنید, در می یابید که یک حرف در بین این دو کلمه در هنگام ادغام شدن کسر میگردد و استفاده از آپاستروف به وضوح بیانگر این مطلب میباشد On the other hand, although contractions seem so widely used in everyday speech by native speakers, but a lot of learners fear they might mistake the shortened words and lose the focus when listening to the audio files and watching video presentations از طرف دیگر, گرچه گویشوران بومی بسیار از تکنیک اختصار نویسی در گفتارهای روزانه استفاده میکنند, اما فراگیران ممکن است این نگرانی را داشته باشند که هنگام استفاده از برنامه های خبری صوتی و تصویری دچار اشتباه در درک مطلب گردند.

So, there is one basic question raised over here which is when do we need to use contractions بنابراین سوالی در اینجا مطرح میگردد و آن این است که اصولا ما چه وقت نیاز داریم تا از مختصر نویسی استفاده کنیم In everyday informal speech, picking contractions is the primary choice, unless we would like to emphasize a point در هنگام انجام صحبتهای روزانه و غیر رسمی, اختصارات انتخاب نخست هستند, مگر اینکه قصد تاکید بر روی نکته ای را داشته باشیم I’m not hungry – I am not hungry هر دوی این عبارات یکسان و به معنی گرسنه نبودن هستند ولی در دومی نوعی تاکید مشاهده میگردد The first one is casual and rather factual phrase عبارت اولی به نوعی حاوی یک حقیقت میباشد و غیر رسمی است.

Please note that most verbs in contractions are auxiliary ones like in these sentences: I’d like a cup of tea or I’ll call you tomorrow لطفا توجه کنید که اکثر افعال در عبارات اختصاری فعلهای کمکی هستند مانند دو جمله ذکر شده But sometimes contractions might seem rather tricky to detect like when comparing the following two sentences: He’s leaving for Tehran tomorrow – He’s a doctor working at the hospital – As you can see in the second example, the contraction shows the main verb “Be” is used which is not an auxiliary اما برخی اوقات شناسائی و پیداکردن خلاصه نویسی ها ممکن است کمی دشوار بنظر برسد. لطفا به دو مثال زیر توجه کنید؟ او فردا عازم تهران است – او پزشک است و در بیمارستان کار میکند.

همانگونه که مشاهده میکنید, مختصر نویسی در جمله دوم در ارتباط با فعل اصلی “Be” و نه کمکی میباشد In other words, such verbs as “Be” and “Have” can be auxiliary on one contraction and main verb in another به عبارت دیگر, افعالی از قبیل “Have” و “Be” میتوانند در یک گونه اختصار فعل کمکی باشند و در دیگری فعل اصلی The other point is not to use affirmative contractions at the end of the sentences – Are you an author? Yes, I am نکته دیگر این است که هرگز نمیتوان اختصارات مثبت را در انتهای جملات استفاده کرد But in negative forms, we can put contractions at the ending such as Is he a nurse? No, he’s not اما مانند این مثال که ذکر شد, میتوان از انواع مختصر منفی عبارات در انتهای جملات و پاسخ کوتاه استفاده کرد.

ادامه نوشته »